PDF Archive

Easily share your PDF documents with your contacts, on the Web and Social Networks.

Share a file Manage my documents Convert Recover PDF Search Help Contact



جیک مستان .pdf


Original filename: جیک مستان.pdf
Author: DID

This PDF 1.5 document has been generated by Microsoft® Word 2010, and has been sent on pdf-archive.com on 11/10/2013 at 10:04, from IP address 178.32.x.x. The current document download page has been viewed 975 times.
File size: 578 KB (12 pages).
Privacy: public file




Download original PDF file









Document preview


‫جیک جیک مستان ‪ /‬گزیده ‪ 022‬توییت طنز از ناصر خالدیان‬

‫جیک جیک مستان‬
‫گزیده ‪ 200‬توییت طنز از ناصر خالدیان‬

‫© تمامی حقوق برای نویسنده محفوظ است‬

‫‪1‬‬

‫جیک جیک مستان ‪ /‬گزیده ‪ 022‬توییت طنز از ناصر خالدیان‬

‫این کتابچه الکترونیک گزیدهای از ‪ 022‬توییت است که در سالهای گذشته در توییتر و‬
‫فرندفید نوشتهام و اغلب کاریکلماتور یا مینیمالهای طنز است‪ .‬برخی از آنها حاصل‬
‫اتفاقات و رویدادهای روز هستند و برای آن رویداد خاص نوشته شدهاند‪ .‬برخی هم‬
‫نوعی گفتگوی تعاملی با دوستان در فرندفید و توییتر بوده که در نهایت منجر به‬
‫جملهای طنزآمیز شده است‪ .‬بازنشر آنها با ذکر نام نویسنده اشکالی ندارد‪ .‬ا گر خوشتان‬
‫آمد با دیگران اشترا ک بگذارید‪.‬‬
‫ناصر خالدیان‬
‫‪khaledian@gmail.com‬‬

‫‪2‬‬

‫جیک جیک مستان ‪ /‬گزیده ‪ 022‬توییت طنز از ناصر خالدیان‬
‫‪ .1‬گفتگوی تمدنها یعنی سوسکی که شبها توی دمپایی میخوابد‪.‬‬

‫‪ .2‬کوتوله از روی تل جنازهها باال رفت و با خوشحالی فریاد زد‪ :‬حاال من از همهتون قدبلندترم‪.‬‬
‫‪ .3‬بیا تا برایت بگویم تنهایی من چه اندازه بزرگ است‪ .‬بیزحمت سر اون متر رو بگیر‪.‬‬

‫‪ .4‬روی قبرم بنویسید‪ :‬تو نیز خواهی آمد‪.‬‬

‫‪ .5‬جایی پشت شیشه نوشته بود‪« :‬اسکناس یاب جعلی رسید»‪.‬‬

‫‪ .6‬گاهی با لگد صورتم را سر خ نگه میدارم‪ .‬سیلی افاقه نمی کند‪.‬‬
‫‪ .7‬خرجم به ریش دخلم میخندد‪.‬‬

‫‪ .8‬دریا قیمه میشود روی شهر‪ .‬باز باران‪.‬‬

‫‪ .9‬با حرص می گفت‪ :‬دستتو تا آرنج بکنی تو عسل بذاری دهنشون گازش می گیرن‪ .‬گفتم‪ :‬بایدم گاز بگیرن‬
‫برای این که از خفگی نجات پیدا کنن‪ .‬آخه تا آرنج!؟‬

‫‪ .10‬نه تنها بهمون حال نداد‪ ،‬ماضی و مضارعمون رو هم گرفت‪.‬‬

‫‪ .11‬روباه گفت‪ :‬ا گر دوست خواهی مرا اهلی کن‪ ...‬و دوست در ذهنش داشت فکر می کرد که از دم این روباه‬

‫چه شال گردن خوبی میتوان ساخت‪.‬‬

‫‪ .12‬تنها مورچهخوارها میتوانند درک کنند مورچه چیه کلهپاچهش چی باشه‪.‬‬
‫‪ .13‬اتوی بخار باعرضهترین وسیله است‪.‬‬

‫‪ .14‬مرا میبینی و هر دم زیادت می کنی دردم‪ ...‬به یک طلبکار‬

‫‪ .15‬دنیا جای قشنگ و پر از صلحی است‪ .‬کافیست بعضی تنها دهانشان را ببندند‪.‬‬

‫‪ .16‬روزها فکر من این است و همه شب سخنم‪ ،‬یادم رفت‪ ...‬در باب آلزایمر‪.‬‬

‫‪ .17‬خداوند شما را از شر کسانی که بیش از حد به چیزی اعتقاد دارند‪ ،‬محفوظ بدارد‪ .‬آمین‪.‬‬

‫‪ .18‬گربه دستش به گوشت نمیرسید می گفت کلسترول دارم‪.‬‬

‫‪ .19‬یه فیلم رزمی چینی دیدم از اینا که کلی میپرن هوا به این زودی نمیان پایین‪ .‬رفتم یه چای ریختم‬
‫برگشتم دیدم هنوز نیومده پایین‪.‬‬

‫‪ .20‬کوه از کوه نمیترسه‪ ،‬آدم از آدم میترسه‪.‬‬

‫‪ .21‬هر چی هم خودتو واسه ما بگیری‪ ،‬تو هم یه روز میافتی‪.‬‬

‫‪ .22‬یه روز منم واسه خودم اسبی بودم‪ ...‬از خاطرات یک خر‪.‬‬

‫‪ .23‬آنان که خا ک را به نظر کیمیا کنند‪ ...‬مدیحه در حمایت از زمینخواران‪.‬‬

‫‪ .24‬آقا تو میخوای ترانه بخونی یا میخوای ما رو زهرهترک کنی؟ تکلیف ما رو روشن کن‪.‬‬

‫‪3‬‬

‫جیک جیک مستان ‪ /‬گزیده ‪ 022‬توییت طنز از ناصر خالدیان‬
‫‪ .25‬زندگی‪ ،‬عادت به بودن است‪.‬‬

‫‪ .26‬به تیغم گر کشد دستش نگیرم‪ /‬وگر تیرم زند منت پذیرم‪ ...‬طرح گردآوری مصادیق مازوخیستی در‬

‫ادبیات فارسی‪.‬‬

‫‪ .27‬موضوع جدید انشا‪ :‬پول بهتر است یا ثروت؟‬

‫‪ .28‬موضوع جدید انشا‪ :‬علم بهتر است یا مدرک؟‬

‫‪ .29‬دمپایی کهنه چیز پراقتدار و باابهتی است‪ ،‬به شرط آن که طرف مقابلش فقط یک سوسک باشد‪.‬‬

‫‪ .30‬رفتیم بازدید کشتارگاه‪ .‬گاوا ر و به مسلخ میبردن‪ .‬احساس کردم یکیشون میخوند‪ :‬مرا بدوش‪ ،‬مرا‬
‫بدوش‪ ،‬برای آخرین بار‪...‬‬

‫‪ .31‬سعی کردیم صفا کنیم اما به مروهی مرارت رسیدیم‪.‬‬

‫‪ .32‬و نیوتون در سیب جاذبه کشف کرد و ما کرم‪.‬‬

‫‪ .33‬من فکرم به این چیزایی که تو میگی قد نمیده‪ .‬بذار یه چهارپایه بیارم‪.‬‬

‫‪ .34‬نمیشه به جای این شرکتای هرمی شرکت کروی بزنین همه سود کنن؟‬

‫‪ .35‬گاهی قطار زندگی تو را به هیچ مقصدی نمیرساند‪ .‬از روی دلت رد میشود‪.‬‬

‫‪ .36‬در زندگی زخمهایی هست‪ ...‬اما چسب زخم نیست‪.‬‬

‫‪ .37‬زندگی خالی نیست‪ ،‬بیخشم خوب بگرد‪.‬‬

‫‪ .38‬و آنگاه وانتهای خالی بازگشتند با چند پشگل در کف آن و خاطرهی گوسفندانی که به مسلخ‬
‫میرفتند‪.‬‬

‫‪ .39‬دلم در دست تعمیر است‪ .‬نرم و آهسته بیایید‪.‬‬

‫‪ .40‬ژل حجم دهنده دماغ‪ ،‬پکیج تناسب لهجه‪ ،‬شامپوی موبر اسیدی و گوشتکوب دویست کاره رسید‪ .‬با‬
‫قیمت استثنایی بخواهید‪ ...‬از آ گهیهای ماهوارهای‪.‬‬

‫‪ .41‬یه مدت هم مد بود صدا و سیما به هر کی میرسید میپرسید پیامتون در مورد فالن مطلب چیه؟ و مد‬
‫بود که همه اول جواب میدان‪ :‬واال من کوچیکتر از اونی هستم که بخوام پیام بدم‪ ...‬بعد هم پیامشونو‬

‫میدادن!‬

‫‪ .42‬دایرهای هستم که دچار بحران هویت شدهام و احساس مختلفاالضالع بودن می کنم‪.‬‬
‫ً‬
‫‪ .43‬به یک همخونه ترجیحا الغر و کمحجم نیازمندیم‪ ...‬یک کارتنخواب‬
‫ً‬
‫‪ .44‬میخوام یه اعتراف تکان دهنده بکنم‪ .‬لطفا چهار دست و پامو بگیرین‪.‬‬

‫‪4‬‬

‫جیک جیک مستان ‪ /‬گزیده ‪ 022‬توییت طنز از ناصر خالدیان‬
‫‪ .45‬این موبایالی چینی هست که رادیو و تلویزیون و هزار جور امکانات داره‪ ،‬ا گه یه اجاق و یخچالم‬

‫پشتبندش میدادن‪ ،‬جهاز آدم تکمیل میشد‪.‬‬

‫‪ .46‬دوستی رو از دوران دبستان تا امروز ندیده بودم‪ .‬پرسید‪ :‬خب تعریف کن‪ ،‬از بچگی تا حاال داری چیکار‬

‫می کنی؟ گفتم‪ :‬هیچی‪ ،‬مشغول بزرگ شدن بودم‪.‬‬
‫‪ .47‬ذوزنقه به مثلث گفت‪ :‬چطوری کج و کوله؟‬

‫‪ .48‬جیرجیرکی پشت پنجرهی اتاقم روی اعصاب است‪ .‬باید روغنکاریش کنم‪.‬‬
‫‪ .49‬کوتوله گفت‪ :‬سوگند یاد می کنم نگاهبان حقوق بلندقدان نیز باشم‪ ...‬و در دلش به تبری فکر کرد و‬
‫خندید‪.‬‬

‫‪ .50‬یکی رفته بود معاینه گاوها در یک روستا‪ .‬گاوی بهش لگد زده افتاده و پایش شکسته بود‪ .‬دکتر توصیه‬
‫کرده بود شیر هم بخورد‪ .‬خودش می گفت‪ :‬دردم از گاو است و درمان نیز هم‪.‬‬

‫‪ .51‬آمدند‪ ،‬خوردند‪ ،‬بردند‪ ...‬فشرده تاریخ معاصر‬

‫‪ .52‬هیچ پمادی در دنیا سوختگی یك نسل سوخته را ترمیم نخواهد کرد‪.‬‬
‫‪ .53‬خدایا تو به من چگونه زیستن با ‪ 220‬هزار تومان حقوق در ماه را بیاموز‪ ،‬چگونه مردنش را من به تو‬

‫خواهم آموخت‪.‬‬

‫‪ .54‬میزان حال افراد است‪ .‬به شرطی که حال میزانی داشته باشند‪.‬‬
‫‪ .55‬گیرم که می زنید‪ ...‬گیرم که می برید‪ ...‬گیرم که می کشید‪ ...‬گیرم که می‪ ...‬دیگه دارید پررو می شید‪.‬‬

‫‪ .56‬آزادی اندیشه‪ ،‬نمیشه که نمیشه‪.‬‬

‫‪ .57‬خروسی را که دزدکی از فیلترشکن استفاده کرده بود با عکس چند مر غ پرکنده دستگیر کردند‪.‬‬
‫‪ .58‬فارسی را پاس بداریم‪ .‬نگوییم‪« :‬دهنتو سرویس می کنم»‪ .‬بگوییم‪« :‬بفرمایین در خدمت دهنتون‬
‫باشیم»‪.‬‬

‫‪ .59‬یه ضعیفه با یه ضعیف ازدواج کرد‪ ،‬دلشون ضعف کرد برای یه بچه‪ .‬بچه به دنیا اومد و شد‪ :‬مستضعف‪.‬‬
‫بعد مستضعف برای این که راه استضعاف تضعیف نشه‪ ،‬با یه ضعیفه دیگه ازدواج کرد و بچهش شد‪:‬‬

‫مستضعف مضاعف‪ .‬قصه ما به سر رسید‪.‬‬

‫‪ .60‬مر غ همسایه حتی غاز نبود‪ .‬خروس بود شانس ما‪.‬‬
‫‪ .61‬اینمنمشتعلعشقعلیمچکنمیعنیچیچکنم؟‬

‫‪ .62‬سخن از پیوند سست دو نام و هم آغوشی در اوراق کهنه ی یک دفتر نیست‪ ...‬سخن از قبض آب و برق‬
‫و اجاره خونه و خرج خونه و هزار کوفت و زهرمار دیگهست‪.‬‬

‫‪5‬‬

‫جیک جیک مستان ‪ /‬گزیده ‪ 022‬توییت طنز از ناصر خالدیان‬
‫‪ .63‬از تابلوهای شهر‪« :‬سوراخ کردن گوش و ختنه بدون درد و خونریزی و سایر پذیرفته میشود» ‪( ...‬و‬
‫سایر!؟)‬

‫‪ .64‬دچار بیهودگی فرا ا گزیستانسیالیستی مایل به پارا نیهیلیسم منتهی به پوچانگارانگیزنا کی شدم‪ .‬به‬

‫زبان خودمانی‪ :‬حالم خرابه‪.‬‬

‫‪ .65‬آی عشق آی عشق‪ ...‬ارور ‪ 404‬میدهی آی عشق‪. . .‬‬

‫‪ .66‬خوابم نمیبرد‪ .‬دو ساعت گوسفند شمردم‪ .‬هیچی خوابم نبرد حاال فشار آوردن باید همهشونو صبح‬
‫ببرم چرا‪.‬‬

‫‪ .67‬فکر می کنم این گوسفندایی که میشمرم چینی باشن‪ .‬خوب خواب نمی کنن‪.‬‬

‫‪ .68‬گوسفندانی که آمدهاند من را خواب کنند انگلیسی بعبع می کنند‪ .‬به گمانم مرینوس باشند‪.‬‬
‫‪ .69‬آخر نوستالژی‪ :‬یخ هم یخ قدیم !‬

‫‪ .70‬از توپولوف درپیتتر این «آنتونف»ها بود‪ .‬ا گه سقوط نمی کرد بعد از پرواز مسافرها یا لقوهای میشدند‬
‫یا اسهال‪ .‬یك بار هم افتادیم تو یه چاله هوایی با مسافرها کلی زور زدیم درش آوردیم‪.‬‬
‫‪ .71‬پریای نازنین‪ ،‬چتونه زر میزنین؟‬

‫‪ .72‬خداوندا قصد و نیت دارم چهار رکعت نماز اجباری به خاطر بازرس مرکز به کمرم بزنم‪ .‬من این ظلم رو‬

‫قبول کردم تو نکنی‪ .‬اهلل ا کبر!‬

‫‪ .73‬خدایا طعم شیرین بالهت را به ما نیز بچشان تا این همه از دانایی رنج نبریم‪.‬‬

‫‪ .74‬چرا وقتی یکی از مدافعان توپ رو دفع میکنه براش آفتابه نمی برن؟‬
‫‪ .75‬من رك و پوست کنده حرف میزنم‪ .‬دیگه قاچ کردنش پای خودت‪.‬‬

‫‪ .76‬نه جانم جنبش شکیرا و بیانسه با جنبش ما فرق می کنه‪.‬‬

‫‪ .77‬میگن پول خوشبختی نمیاره‪ .‬منم نمیخوام خوشبخت بشم‪ ،‬بلکه میخوام بدبخت نشم‪.‬‬

‫‪ .78‬آری آری تا شقایق هست‪ ...‬گودرز هم هست‪.‬‬
‫‪ .79‬مشغولم توی ذهن خودم قدم میزنم‪.‬‬

‫‪ .80‬قیمه قیمه میشوی جلوی چشمام‪ ،‬پشت این پنجرهی توری‪.‬‬
‫‪ .81‬فرهاد شاه شد و به جای حرمسرا‪ ،‬شیرینیسرا ساخت‪.‬‬

‫‪ .82‬تست میشه‪ ...‬سرم رو بدنمه خوبه‪.‬‬

‫‪ .83‬جل الخالق‪ ،‬هواپیماهای اینجا هار شدهاند‪ .‬میپرند‪ ،‬سقوط می کنند‪ .‬فرود میآیند‪ ،‬آتش می گیرند‪.‬‬
‫ً‬
‫احتماال نزدیکشان بروی گاز هم می گیرند‪.‬‬

‫‪6‬‬

‫جیک جیک مستان ‪ /‬گزیده ‪ 022‬توییت طنز از ناصر خالدیان‬
‫‪ .84‬ا گه در آینده آدم بیتربیتی دیدین شبیه من‪ ،‬اون من نیستم‪ .‬یا کپی چینیمه یا کار موسسه رویانه‪.‬‬
‫‪ .85‬تو خود حجاب خودی حافظ‪ ،‬گشت ارشاد نمیخوای‪.‬‬

‫‪ .86‬آیا میدانید که فکر می کنید میدانید ولی نمیدانید؟‬

‫‪ .87‬کاش میشد آدم از خاطرههای خوبش یه بکآپ رو دیویدی بگیره‪ ...‬مال من رو یه فالپی هم جا‬

‫میشه‪.‬‬

‫‪ .88‬چوپان دروغگو گفت‪ :‬گرگ! گرگ!‪ ...‬گوسفندها غش غش خندیدند و گفتند‪ :‬برو داداش ما خودمون‬
‫اینکارهایم این تو کتاب بچه مدرسهیام اومده‪ ...‬بعد چوپان پوستش را پاره کرد و از داخل آن یک گرگ‬
‫بیرون آمد و گفت‪ :‬پس فکر اینجاشو نکرده بودین هر هر هر هر‪. . .‬‬

‫‪ .89‬من ا گر برخیزم‪ ،‬تو ا گر برخیزی‪ ،‬او ا گر برخیزد‪ ،‬ما ا گر برخیزیم‪ ،‬شما ا گر برخیزید‪ ،‬ایشان ا گر برخیزند‪ ،‬تمام‬
‫فعل صرف میشود‪.‬‬

‫‪ .90‬ا گر دل دلیل است‪ ،‬یه سیخ آوردهایم‪.‬‬

‫‪ .91‬آدم به حوا گفت‪ :‬آخه خانوم یعنی چی زیر سرم بلند شده؟ من نمیفهمم؟‬

‫‪ .92‬حاال که انار نماد عشقه ما برای متفاوت بودن از پیاز استفاده می کنیم‪ ...‬آبسترا کسیون‬
‫ساختارشکنانه‪.‬‬

‫‪ .93‬پیاز میوهی عشقه چون هزار تو داره‪ ،‬خوردنش کار هر کسی نیست و مهمتر از همه اشک آدمو درمیاره‪.‬‬

‫‪ .94‬راستش من بلد نیستم فحش بدم‪ .‬فقط چیزای مودبانهای می گم که از هزار تا فحش بدتره‪ .‬پس خدا‬
‫خدا کن فحش دادن یاد بگیرم‪.‬‬
‫ً‬
‫‪ .95‬کال من آدم خوبیام‪ .‬ولی پدر بیامکاناتی بسوزه‪.‬‬

‫‪ .96‬شب مهتابی و خوبیه‪ .‬هوا خوبه‪ .‬همه چی خوبه‪ .‬من خوشحالم‪ .‬زندگی شیرینه‪ .‬پرستارای این‬
‫بخش روانی هم خوب به آدم میرسن‪.‬‬

‫‪ .97‬کاشکی دل هم یدکی داشت‪ .‬میشکست‪ ،‬غمت نبود‪.‬‬

‫‪ .98‬روزها فکر من این است و همه شب سخنم‪ :‬پول پول پول پول پول پول‪. . .‬‬
‫‪ .99‬نه جانم «بیرونروی» مثل پیادهروی یه جور ورزش نیست‪.‬‬

‫‪ .100‬روی دیوار شب‪ ،‬آ گهی فوت یک المپ چسباندهاند‪.‬‬

‫‪ .101‬راننده گفت‪ :‬ایرانی آدمبشو نیست‪ .‬مسافر بغلی نگاهش کرد‪ .‬راننده هم او را نگاه کرد‪ .‬بعد هر دو‬

‫روبرو را نگاه کردند‪ .‬بعد راننده دوباره به او نگاه کرد‪ .‬بعد مسافر نگاهش کرد‪ .‬گفتم‪ :‬خیلی ممنون آقا اینجا‬

‫پیاده میشم‪ .‬بعد هر دو برگشتند من را نگاه کردند‪ .‬بعد من پیاده شدم‪.‬‬

‫‪7‬‬

‫جیک جیک مستان ‪ /‬گزیده ‪ 022‬توییت طنز از ناصر خالدیان‬
‫‪ .102‬چار دست جام باده و چار دست زلف یار‪ ...‬از دیوان شعر یک هشت پا‪.‬‬
‫‪ .103‬خیلی باید بروم تا به خودم برسم‪.‬‬

‫‪ .104‬خالصه سیاست از نگاه ایرانی‪« :‬کار‪ ،‬کار خودشونه»‪.‬‬
‫‪ .105‬کشف کردم که تنها راه فراموش کردن خاطرات بد‪ ،‬وقوع خاطرات بدتر است‪.‬‬
‫‪ .106‬مصبتو شکر‪ ...‬از ادعیه‪.‬‬

‫‪ .107‬آیا آنان که نمیدانند با آنان که بیشتر نمیدانند‪ ،‬برابرند؟‬
‫‪ .108‬ویکیلیکس درونم میگه بگم‪ ،‬سیآیای درونم میگه غلط کردی‪ .‬ما همه خودسانسوران بالفطره‬

‫هستیم‪.‬‬

‫‪ .109‬بررسی ساختار ناهمگون ترا کنش در الیههای پسامدرن ذهن و ارتباط آن با انگیختگی ناهشیار و‬
‫فراهنجاری ذاتی نتیجهی بیخوابی و هذیانه که نتیجهش میشه همین جمالت‪.‬‬

‫‪ .110‬دچار شیزوپیزواسکیزولوزونیوس تحتانی حاد شدهام‪ .‬مهمترین نشانهش همینه که خودمم نمیدونم‬

‫این یعنی چی‪.‬‬

‫‪ .111‬مرد مهربانی که به سراغم آمد با سر و مویی سفید و چشمانی نافذ و روشن‪ ،‬گفت‪ :‬منو یکی از آشنایان‬

‫فرستاده گفتن خیلی تحت فشاری و زندگیت سخت شده اومدم تمام مشکالتتو حل کنم‪ .‬من هم ساعتها‬

‫نشستم و تمام مشکالت زندگی و رنجهایم را برایش گفتم و گفتم و گفتم‪ .‬آخرش پرسیدم‪ :‬ببخشید من هنوز‬
‫اسم شما رو نمیدونم؟ گفت‪ :‬ملکالموت‪.‬‬

‫‪ .112‬یعنی منم لنز بذارم شما منو خوشگلتر میبینی یا من دنیا رو؟ هوم‪.‬‬
‫‪ .113‬همای اوج سعادت ا گر به دام ما افتد زرشکپلوش می کنیم‪.‬‬

‫‪ .114‬حق با شماست مردم‪ .‬من دیوونهم‪ .‬حق با شماست چون رای با ا کثریته‪ ...‬در آداب دمکراسی‬

‫‪ .115‬راننده میگه‪ :‬بیبیسی گفته یه سایتی دراومده به اسم «میکی میکس» هر کی هر کاری کرده باشه اونجا‬

‫ازش عکس گرفتن‪ .‬میگم‪ :‬نه بابا چه جالب‪.‬‬

‫‪ .116‬یه روز میرسه که بهت میگن‪ :‬بارکد نداری بدبخت بیهویت؟‬

‫‪ .117‬چون در هالهای از ابهام قرار گرفت‪ ،‬ادعای پیغمبری کرد‪.‬‬

‫‪ .118‬با این فیلترشکن االن آی پیم نشون میده من االن از «سنگال» کانکت شدم‪ .‬خودم کلی خجالت‬
‫کشیدم‪ .‬اینم آی پیه؟ اینم مملکته آخه؟‬

‫‪ .119‬این همه پکیج رفع ناتوانی جنسی هست‪ ،‬برای رفع ناتوانی نقدی چیزی نیومده؟‬

‫‪ .120‬االن این خواننده نسل جوان میفرماید‪« :‬موش بخوره تو رو‪ /‬تو که خیلی فشنی‪ /‬موش بخوره تو رو‪/‬‬

‫‪8‬‬

‫جیک جیک مستان ‪ /‬گزیده ‪ 022‬توییت طنز از ناصر خالدیان‬
‫تو که خیلی خشنی» و تعجب می کنم که چنین شعر ترانهای را چرا با آب طال نمینویسند و روی سردر النه‬

‫موشها نصب نمی کنند‪.‬‬

‫‪ .121‬حاال اینقد بپرسین تولدم کی هست تا خراب شم‪.‬‬

‫‪ .122‬اعوذ باهلل من االنسان السریش‪.‬‬

‫‪ .123‬ا گر میخواهی عزیز شوی‪ ،‬ا گر میخواهی مشهور شوی‪ ،‬ا گر میخواهی تو را ببینند و لحظه به لحظه‬

‫خاطرههای با تو بودن را به یاد بیاورند‪ ،‬برو بمیر‪.‬‬

‫‪ .124‬ای ساربان آهسته ران گشت اتوبان میرسد‪...‬‬

‫‪ .125‬یه زیرنویس تبلیغی اومد با این مضمون‪« :‬داروی تقویت قوای فرانسوی مخصوص آقایان‪ » ...‬بعد این‬
‫ً‬
‫قوای فرانسوی دقیقا چی هست؟ ناپلئونی؟ یا مارشال دوگلی؟‬
‫‪ .126‬می گفت‪ :‬کارت پایان خدمتمو گم کردم‪ .‬فردا بازم باید برم سربازی‪ .‬شانس نداریم‪.‬‬

‫‪ .127‬تاریخ نارسیسیسم در موسیقی فارسی‪ :‬ای نازنین‪ ،‬ای نازنین‪ ،‬در آینه ما را ببین‪.‬‬

‫‪ .128‬این نیز بگذرد‪ ...‬ولی جایش میماند‪.‬‬

‫‪ .129‬ا گر با من نبودش هیچ میلی غلط کرده خیلی‪.‬‬
‫ً‬
‫‪ .130‬معموال همهی انقالبها با اعتقاد آغاز و به پول ختم میشوند‪.‬‬

‫‪ .131‬چیزی که به بعضیا توان حرکت میده انگیزه نیست‪ ،‬انگیجهست‪.‬‬

‫‪ .132‬سرعت اینترنتم خیلی کند شده‪ .‬ا گه االن چیزی دیدین شاید بچه بودم نوشتم‪.‬‬
‫‪ .133‬کی شعر تر انگیزد خاطر که یبوست دارد‪...‬‬

‫‪ .134‬اومده حالتو احوالتو بگیرد برود‪...‬‬

‫‪ .135‬حالزایمر حالتیست که حال می کنی چیز بدی رو فراموش کنی‪ .‬به ندرت پیش میاد‪.‬‬
‫‪ .136‬صفحه در حال تخم گذاری است‪ .‬شکیبا باشید‪.‬‬

‫‪ .137‬شد خزان گلشن آشنایی‪ ...‬یعنی گلشن آشنایی هم دیگه جای خزها شده‪.‬‬

‫‪ .138‬داغونیسم ور ژن توسعه نیافتهی نیهیلیسم است‪.‬‬

‫‪ .139‬از خود صبورتر نیافتهام‪ .‬تمام معادن لعل جهان از آن من است‪.‬‬

‫‪ .140‬در چکاچک چکها و صیحهی سفتهها در رزمگاه معیشت‪ ،‬نبردمان برای بقا ادامه دارد‪ .‬این است‬
‫سیمای مردان جنگجوی امروزی‪.‬‬

‫‪ .141‬کار از پتروس اینا گذشته‪ ،‬پای گالیور بیارین‪.‬‬
‫‪« .142‬چرا؟» خالصهی تمام زندگی است‪.‬‬

‫‪9‬‬

‫جیک جیک مستان ‪ /‬گزیده ‪ 022‬توییت طنز از ناصر خالدیان‬
‫‪ .143‬وقتی کالهم رو قاضی می کنم ازش میترسم‪.‬‬

‫‪ .144‬یعنی این پیرمرد همسایه ما که پرسید چیکار می کنی؟ و من گفتم دارم توییت می کنم‪ ،‬پیش خودش‬
‫چی فکر کرده؟‬

‫ً‬
‫‪ .145‬یه تابلو دیدم با این مضمون‪« :‬به زودی این مکان افتتاح میشود»‪ .‬مشکوک بود کال‪.‬‬

‫‪ .146‬پیاده پرروی شطرنج به شاه گفت‪ :‬ا گه راست میگی خودت برو جلو‪.‬‬

‫‪ .147‬سکوت سرشار از به تو چه مربوط است‪.‬‬

‫‪ .148‬سالم خوبی؟ ‪ -‬نع ‪ -‬چرا؟ ‪ -‬بیدلیل ‪ -‬خب پس خدافس ‪ -‬ئه؟ میری؟ ‪ -‬آره ‪ -‬چرا؟ ‪ -‬به دنبال دلیل‪.‬‬
‫‪ .149‬از غم به شعر میرسیم‪ ،‬از تفکر به فلسفه‪ ،‬از عشق به درد و از بیپولی به مهمالت‪ .‬مثل همینی که‬
‫االن گفتم‪.‬‬

‫‪ .150‬تلویزیون رو خاموش کنین‪ ،‬سایتا رو ببندین‪ ،‬رادیو و پخش ماشین رو خاموش کنین‪ ،‬ماشینا رو یه‬
‫گوشه پارک کنین‪ ،‬هدفونا رو دربیارین‪ ،‬اون روزنامهها و اخبار رو بذارین کنار‪ .‬گوش کنین‪ :‬یه پرندهی‬

‫کوچیک داره میخونه‪ .‬همین کافی نیست؟‬
‫‪ .151‬زلف بر باد مده تا نرود در چشمت‪...‬‬

‫‪ .152‬فالت فاله‪ ،‬آدم شدنت محاله‪.‬‬

‫‪ .153‬دوستم محسن هیوندای سانتافه خریده‪ .‬گفتیم‪ :‬حول حالنا الی محسن الحال‪.‬‬
‫‪ .154‬اوه پدر‪ ،‬تو با اون درخت چیکار کردی که من به دنیا اومدم؟‪ ...‬پسرت پینوکیو‬
‫‪ .155‬حتی پینوکیو هم آدم شد‪ .‬این مقاومتت رو درک نمی کنم‪.‬‬

‫‪ .156‬شما که حرمت عشقو شکستین‪ ،‬کمر به کشتن عاطفه بستین‪ ...‬دو میلیون خسارت شکستن حرمت‬
‫عشق و خسارت به اموال عمومی و صد میلیونم دیه به جرم کشتن عاطفه‪ .‬دیگه؟‬

‫‪ .157‬میترسم‪ .‬میترسم بمیرم پیش از آن که زندگی کرده باشم‪.‬‬

‫‪ .158‬هر گلی به سر من زدی آفساید بود‪.‬‬

‫‪ .159‬دقت کردین زندگی چه زود می گذره؟ نه نکردین‪.‬‬

‫‪ .160‬هیچ هیچ به نفع زندگی‪ .‬نه من صرفه بردم نه شکستم افتخاری بود برای او‪.‬‬
‫‪ .161‬ا گر مجبور شدی سواری بدهی حداقل اسب باش‪.‬‬

‫‪ .162‬روز درخت کاری بر عموم درختان عالم مبارک باد‪.‬‬
‫‪ .163‬تموم عمرمو به پای زندگی تلف کردم‪.‬‬

‫‪ .164‬یعنی چی که دوازده ساعته شارژر موبایل رو زدی به پریز تلفن؟‬

‫‪11‬‬

‫جیک جیک مستان ‪ /‬گزیده ‪ 022‬توییت طنز از ناصر خالدیان‬
‫‪ .165‬قاطر نسخه ویستای خر است‪.‬‬

‫‪ .166‬فوتبالیستها‪ :‬شوتهای مثلثی «کا گهرو» نقض عینی هندسه و بیالخی بر قوانین دینامیک است‪.‬‬

‫‪ .167‬فوتبالیستها‪ :‬بعد شوت میزدن به سمت دروازه‪ ،‬دروازهبان شیرجه میزد و در اسلوموشنی یه ربع‬
‫بعد اون سر دروازه فرود میاومد‪ .‬بیالخی بر قوانین نسبیت و زمان در فیزیک‪.‬‬

‫‪ .168‬فوتبالیستها‪ :‬بعد از سر عصبانیت شوت که میزدند‪ ،‬توپ‪ ،‬دروازهبان و تور و جایگاه تماشاچیان و‬
‫کل استادیوم و بعد کل توکیو و تمام ژاپن رو به هم میدوخت‪ .‬بیالخی برقانون اصل بقای انرژی‪.‬‬

‫‪ .169‬وقتی هر بار آمار میلیونی معتادان در ایران را میشنوم‪ ،‬نمیدانم چرا این جمله در ذهنم تکرار میشود‪:‬‬
‫«هنر نزد ایرانیان است و بست!»‬

‫‪ .170‬حاال کو تا ما غواص تربیت کنیم‪ ،‬وسایل غواصی و کپسول ا کسیژن براشون بسازیم‪ ،‬براشون کشتی‬
‫بخریم‪ ،‬که برن دریا این کابل فیبر نوری رو که میگن پاره شده درست کنن تا قطعی اینترنت که میگن مال‬

‫اونه درست بشه‪ ،‬بعد من بیام براتون توییت کنم‪.‬‬

‫‪ .171‬خدا از سر تفسیراتت نگذره‪.‬‬

‫‪ .172‬دستور فرمودن قضیه از طریق مجاری ادراری پیگیری شود‪.‬‬
‫‪ .173‬خدایا به خودت رحم کن‪ ...‬تپقی در ادعیه‪.‬‬

‫‪ .174‬خب از دستشویی برگشتم‪ .‬حاال حرف سیاسی بزنیم‪.‬‬
‫‪ .175‬خجالت کشیدم؛ خشک بشه میدم موزه‪.‬‬

‫‪ .176‬موضوع جدید انشا‪ :‬فواید گاو را بدوشید‪.‬‬

‫‪ .177‬کوروش پاشو نوبت ماست آسوده بخوابیم‪.‬‬
‫‪ .178‬من مثل تو کلهمو نمی کویم به دیوار‪ .‬سعی می کنم اختالفاتمو با خودم به وسیله گفتمان حل کنم‪.‬‬
‫‪ .179‬یه االغ نوک مدادی االن از خیابون رد شد‪ .‬صدای باندشم تا آخر زیاد بود‪.‬‬
‫ً‬
‫‪ .180‬یه پشه نشسته رو لبه میز داره نیششو برام سوهان میزنه‪ .‬احتماال دیشب پدرشو کشته باشم‪.‬‬
‫‪ .181‬برو زور میزن مگو چیست زور‪...‬‬

‫‪ .182‬االن میزان ذرات آالینده ریزغبار عربی تو بیشتر نقاط ایران ‪ 40‬برابر حد مجازه‪ .‬تصور کن همینجوریم‬

‫میخونیم‪ :‬باز هوای وطنم آرزوست!‬

‫‪ .183‬حافظا می خور و رندی کن و خوش باش داداش‪...‬‬

‫‪ .184‬تنها باوفایی که میشناختم بومرنگ بود که اون هم یه یه روز برگشت و زد تو دماغم‪.‬‬
‫‪ .185‬فیلمی ا کشنتر‪ ،‬ملودرامتر‪ ،‬وحشتنا کتر و رمانتیکتر از زندگی خودم ندیدم‪.‬‬

‫‪11‬‬

‫جیک جیک مستان ‪ /‬گزیده ‪ 022‬توییت طنز از ناصر خالدیان‬
‫‪ .186‬منظور از نقد منصفانه و سازنده در حرف برخی‪ ،‬همان تمجید است‪.‬‬

‫‪ .187‬وقتی برگشت پرسیدم‪ :‬شیری یا روباه؟ گفت‪ :‬هیچی بابا من خیلی خرم به اینا اعتماد می کنم‪ .‬گفتم‪:‬‬
‫حاال اون به درک‪ ،‬چرا ضربالمثل رو عوض می کنی؟‬

‫‪ .188‬کاله بیجنبه تا قاضیش کردم به اعدام محکومم کرد‪.‬‬
‫‪ .189‬تمام خاطرات خوشم فقط اسکرین سیور بود‪.‬‬

‫‪ .190‬جنگ بود‪ ،‬آژیر قرمز بود‪ ،‬بمباران بود‪ ،‬گشت ثاراهلل بود اما سندباد و پلنگ صورتی هم بود که از‬
‫تلویزیونهای سیاه و سفید میدیدیم و نمیدانستیم کجایش صورتی است‪ .‬آری آری‪ ،‬دههی شصت بود و‬
‫آنچه برایمان ماند فقط یک شست بود‪.‬‬

‫‪ .191‬دلم رو چال سرویسه‪.‬‬

‫‪ .192‬از هم پاشیدهام‪ .‬دیفرا گم کن‪.‬‬

‫‪ .193‬آقا دارن پایتخت رو میبرن دامغان‪ .‬چه حالی بکنن دامغانیا بهشون بگن بچه تهرون‪.‬‬

‫‪ .194‬مرا میبینی و هر دم زیادت می کنی قندم‪ ...‬در باب دیابت‪.‬‬
‫‪ .195‬گفت‪ :‬پیر شی پسرم‪ .‬دعاش بد جور گیرا بود‪.‬‬

‫‪ .196‬ا گه فالت خوب در نیومد الزم نیست خودتو یا زندگیتو عوض کنی‪ .‬فقط فالتو عوض کن یا فالگیرتو!‬

‫‪ .197‬ور تو بگوییام که نی‪ ،‬نی به سرت فرو برم‪.‬‬

‫‪ .198‬میگن پول چرک کف دسته‪ .‬دست من در حال حاضر استریلیزهس‪ .‬در حد ید بیضای حضرت موسی‪.‬‬
‫‪ .199‬بچهها به قورباغهها سنگ میزنند و قورباغهها راستی راستی فحش میدهند‪.‬‬

‫‪ .200‬من خیلی وقت پیش باید میمردم‪ .‬حواس نمیذارین برا آدم‪.‬‬
‫***‬

‫‪12‬‬


Related documents


untitled pdf document


Related keywords