فیلمشناخت برهنه تا ظهر با سرعت .pdf

File information


Original filename: فیلمشناخت_برهنه_تا_ظهر_با_سرعت.pdf
Author: MRT

This PDF 1.7 document has been generated by Microsoft® Word 2016, and has been sent on pdf-archive.com on 25/11/2017 at 18:09, from IP address 5.116.x.x. The current document download page has been viewed 3550 times.
File size: 4.6 MB (39 pages).
Privacy: public file


Download original PDF file


فیلمشناخت_برهنه_تا_ظهر_با_سرعت.pdf (PDF, 4.6 MB)


Share on social networks



Link to this file download page



Document preview


‫مقاله ای تحقیقی درباره فیلم برهنه تا ظهر با سرعت (‪)1351‬‬
‫اثری نایاب و گمشده از زنده یاد دکتر خسرو هریتاش (‪ 26‬خرداد ‪ 1 ،1311‬بهمن ‪)1359‬‬
‫ف‬
‫ف‬
‫ف‬
‫ف‬
‫هب همراه عکس اهی متنوعی از یلم ‪ ،‬آگهی اهی نمایش یلم ‪ ،‬نقد اهی یلم ‪ ،‬نظرات تماشاگران ‪ ،‬سینماگران و عوامل یلم‬
‫به کوشش ‪ :‬عطا تایماز ( ‪)1396-1389‬‬

‫نویسنده سناریو ‪ :‬خسرو هریتاش ( با همکاری بهمن زرین پور )‬
‫تدوین گر‪ :‬خسرو هریتاش‬
‫کارگردان ‪:‬خسرو هریتاش‬
‫تهیه کننده ‪ :‬مهدی میثاقیه‬
‫موسیقی متن ‪:‬بابک بیات‬
‫مدیر فیلمبرداری ‪:‬هوشنگ بهارلو‬
‫بازیگران ‪:‬فرامرز صدیقی‪ ،‬ایرن ‪ ،‬فرشته جنابی‪ ،‬بهروز به نژاد‪ ،‬اکبر جنتی شیرازی‪ ،‬رامین یزدانی ‪ ،‬فریده‬
‫صادقیان‬
‫زمان نسخه اصلی فیلم ‪ 130 :‬دقیقه‬
‫زمان نسخه اکران عمومی‪ 105 :‬دقیقه‬
‫رنگ ‪ :‬سیاه و سفید ‪ /‬رنگی ( صحنه خودکشی تا تیتراژ )‬
‫سال تهیه سناریو ‪:‬بهار‪1350‬‬
‫سال ساخت ‪1351:‬‬
‫سال توقیف ‪ :‬فروردین ‪1352‬‬

‫‪‬اکران نخست تهران بدون سانسور‪ :‬یک سانس ‪ -‬سینما کاپری ‪ 31 -‬اردیبشهت ‪( 1353‬ویژه برنامه‬
‫افتتاحیه ششمین و آخرین جشنواره سپاس) ( توقیف مجدد )‬

‫‪‬اکران عمومی نخست و دوم تهران با سانسور‪:‬‬

‫‪-1‬صبح سه شنبه ‪ 26‬مرداد ‪– 1355‬سینما کاپری ( مجوز نمایش ‪ :‬هفت هفته ‪ ،‬مدت اکران با احتساب‬
‫تعطیالت عزاداری ‪ 5 :‬هفته یا ‪ 35‬شب‪ -‬سانسهای فوق العاده اضافی ( ‪ 11‬شب ‪ /‬پنجشنبه ‪ 28‬مرداد ) و ‪9‬‬
‫صبح ( جمعه ‪ 29‬مرداد ماه )‬
‫‪-2‬سه شنبه ‪ 13‬تا پنجشنبه ‪ 22‬اردیبهشت ‪ – 1356‬سینما ایفل ( ‪ 9‬شب )‬
‫‪‬اکران عمومی شهرستان ها با سانسور‪:‬‬

‫‪-1‬شیراز ( سینما مترو ) ‪1355 ،‬‬
‫‪-2‬کرمانشاه ( سینما آتالنتیک )‪1355 ،‬‬
‫‪-3‬زنجان ( سینما مولن روژ ) یک هفته ‪1355 ،‬‬

‫خالصه داستان "برهنه تا ظهر با سرعت" نسخه قبل از سانسور( رنگ قرمز موارد سانسور شده است )‪:‬‬
‫مَهدی ( دانشجوی چریک و مخالف رژیم حاکم ) از زندان آزاد می شود زیرا توبه کرده و پشیمان شده است‪.‬‬
‫او با حالتی جستجوگرانه و آرام نگاهی به جامعه و پیرامونش دارد‪ .‬از حلبی آبادها و افراد بیخانمان‪ ،‬از مراسم‬
‫تاسوعا و عاشورا و سینه زنی عکس برداری و اسالید تهیه میکند‪ .‬نگاهی دلسوزانه و پرسشگرانه ای به‬
‫تضادها و بی عدالتی های جامعه دارد‪ .‬به دوستانش کتاب های ممنوعه میدهد که بخوانند‪ .‬در پروژه و حرف‬
‫هایش به دنبال مبارزه و اعاده حق است‪ .‬حشیش میکشد‪ .‬خواهرش مبتال به سرطان و روبه مرگ است‪ .‬با‬
‫دختر همکارش‪ ،‬فرزانه ( فرشته جنابی) رابطه دارد که دختر عاشق اوست‪ .‬در دفتر مهندسی ساختمان‬
‫مشغول به کار است که از رئیس خود پول درمان مطالبه میکند اما او از پرداخت اِبا میکند‪ .‬در همسایگی اش‬
‫زنی آرایشگر و بیوه به نام پری ( ایرن ) زندگی میکند ‪ ،‬روزی که مهدی در بالکن خانه اش مشغول دمبل زدن‬
‫است پری او را از پشت پنجره نگاه میکند و شیفته جوانی او می شود‪ .‬آقا مشیر ( جنتی شیرازی ) پیرمرد‬
‫نزولخوار و رفیق پری است که به مدام دیدار او می آید اما پری از رابطه با او دلسرد است ‪ ،‬مَهدی به واسطه‬
‫آشنایی با پری از آقا مشیر پول نزول میکند اما در بازپرداختش با مشکل روبروست و پیرمرد مدام به او‬
‫گوشزد میکند‪ ،‬ناگهان مهدی از روی ناچاری و ناخواسته پیرمرد را در مشاجره ای هل می دهد و او میمیرد‪.‬‬
‫پری و مهدی جسد آقا مشیر را پنهان می کنند‪ .‬او مجبور میشود در اتاق پری مخفیانه زندگی کند‬
‫عصیانگری اش آغاز میشود به کابوس های شبانه ‪ ،‬الکل ‪ ،‬بیقراری و معاشقه های مکرری که پری از او‬
‫میخواهد پناه میبرد ‪ .‬پری شیفته اوست و جوانی از دست رفته اش را در او میبیند ‪ ،‬مهدی را تحریک به‬
‫ادامه روحی ه مبارزاتی اش میکند‪ .‬مهدی رفتار کریه منظر و فساد صاحبان صرافی امپریال را زیر نظر دارد و‬
‫در تنهایی مدام نقشه دزدی از آنجا را میکشد‪ .‬در زد و خوردی با اهالی آنجا فرار میکند و پول ها را تقسیم‬
‫میکند‪ .‬دست آخر راز خود را فاش میکند ماموران در حین فرار او را با تیر می زنند او زخمی با ژیان خود به‬
‫جاده های بیابانی می رود ‪ ،‬درحالتی از امید به پیشگویی های زن کولی ناگهان خودش را با سرعت به دیوار‬
‫میزند( فیلم رنگی می شود) نیمه برهنه با دستانی باز و صلیب وار به ماشین تکیه میدهد ‪،‬رویاهایش مرور‬
‫می شوند آهسته آهسته جان میدهد و خودش را در دریاچه پرت می کند‪.‬‬

‫‪ ‬نقطه نظرات درباره فیلم‬

‫جالل ستاری ) عضو سابق کمیسیون نمایش فیلم در سینما ‪،‬نمایشنامه نویس‪ ،‬اسطوره شناس‪ ،‬پیشکسوت تئاتر( ‪:‬‬
‫پاگراف اول‪)):‬نقل از کتاب جادوی تئاتر (( پاراگراف دوم ‪(( :‬مصاحبه با روزنامه شرق)) ‪93/4/30‬‬

‫‪ -1‬ایراد گیری های دستگاه سانسور آنچنان دردسرساز نبود تا اینکه میرسیم به فیلم برهنه تا ظهر مرحوم‬
‫خسرو هریتاش ساخته استودیو میثاقیه ‪.‬داستان فیلم درباره یک چریک است که از بین رفته است و دیگر‬
‫وجود ندارد ‪ ،‬که از زندان آزاد می شود زیرا توبه کرده است و پشیمان می شود اما ساواک بعدا او را در‬
‫خیابان با تیر می کشد‪ .‬همه رای مخالف صادر کردند به جز من و فرخ غفاری و اعضای سندیکا ‪.‬اما اکثریت‬
‫آرا به نفع فیلم بود و اجازه نمایش گرفت اما بعدا طوفانی به پا شد ‪.‬هرکدام چند سطر در دفاع از فیلم نوشته‬
‫بودیم هفته بعد وقتی رفتیم جلسه یک صورتجلسه ‪ 5‬صفحه ای در مقابل ایرادات ما تنظیم کرده بودند و‬
‫پرسیدند شما این چیزها را درباره فیلم نوشتید؟ ما هم گفتیم بله ما نوشتیم و امضا کردیم ‪ .‬کمیسیون را‬
‫منحل کردند و ما را به سمت دیگری در جلسه دیگر سپردند ‪.‬این فیلم با اینکه سناریوش از پیش تائید شده‬
‫بود اما مشکل ساز شده بود‪ .‬من اصالآن فیلم را که دیدم حیرت کردم از اینکه آدمی مثل هریتاش که من می‬
‫شناختمش و اصالاهل این حرف ها نبود‪ ،‬چنین فیلم گستاخانه ای ساخته درباره یک چریک که دولت آزادش‬
‫کرده و بعد در خیابان او را با تیر زده ‪.‬خالصه آنجا ما با اکثریت آرا برنده شدیم اما جلسه کال به هم خورد و‬
‫گفتند این آدم هایی که عضو جلسه اند قابل اعتماد نیستند و می آیند اینجا قال چاق می کنند و گرفتارمان‬
‫می کنند‪......‬‬
‫‪-2‬زمانی که من و فرخ غفاری عضو این کمیسیون بودیم سر فیلم " برهنه تا ظهر با سرعت "خسرو هریتاش ‪،‬‬
‫کمیسیون کال منحل شد ‪.‬کار کمیسیون به این صورت بود که فیلم ها می آمد و ما می دیدیم و بعد‪ ،‬از اعضا‬
‫رای گیری می کردند و رای ها ثبت می شد و اگر فیلم با اکثریت آرا رای مثبت می آورد‪ ،‬قبول می شد ‪.‬در آن‬
‫جلسه ای که می گویم‪ ،‬فیلم هریتاش با دویا سه تا رای بیشتر قبول شد و من و فرخ غفاری هم جزو کسانی‬
‫بودیم که به فیلم رای مثبت دادند ‪.‬فیلم داستان یک چریک بود که دولت او را از زندان آزاد کرده و بعد در‬
‫خیابان کشته بود ‪.‬فیلم زیبایی بود و ما قبولش کردیم ‪.‬بعد از آن دولت آن مجلس را به هم زد ‪ .‬من اصال آن‬
‫فیلم را که دیدم حیرت کردم از اینکه آدمی مثل هریتاش که من می شناختمش و اصالاهل این حرف ها‬

‫نبود‪ ،‬چنین فیلم گستاخانه ای ساخته درباره یک چریک که دولت آزادش کرده و بعد در خیابان او را با تیر‬
‫زده ‪.‬خالصه آنجا ما با اکثریت آرا برنده شدیم اما جلسه کالبه هم خورد و گفتند این آدم هایی که عضو‬
‫جلسه اند قابل اعتماد نیستند و می آیند اینجا قال چاق می کنند و گرفتارمان می کنند‬
‫زنده یاد بابک بیات ‪ ،‬آهنگساز فیلم )کلیه مصاحبه های پراکنده مجالت بعد از انقالب) ‪:‬‬
‫‪-1‬خسرو هریتاش د ر آمریکا د رس کارگرد انی خواند ه بود و آمد فیلم ساخت و یک روز به من نشان د اد ‪،‬‬
‫گفت ‪:‬من تایم گرفتم و یک تم هم ساختم که شما باید روی آن آرانژمان کنی ‪.‬من گفتم چنین کاری نمی کنم ‪.‬‬
‫من فیلم را نگاه می کنم و اگر شما اجازه بد هی یک هفته وقت می خواهم که تم خود م را بسازم ‪.‬اگر تم شما‬
‫بهتر از من است بد هید یک نفر یگر کار کند و اگر تم من قشنگ تر از تم شما بود من خود م آرانژمان می‬
‫کنم ‪.‬حتما وقتی تم را دوست د اشته باشی از آرانژمان هم راضی خواهی بود چون من عاشق موسیقی فیلم‬
‫هستم ‪.‬برهنه تا ظهر را اینطوری کار کرد م ‪.‬فرامرز صدیقی آن موقع جوان رعنایی بود و در این فیلم بازی‬
‫می کرد ‪ .‬آنها آد م های سیاسی آن روز بود ند ‪ .‬آنجا فرامرز با یک ژیان مجبور می شود خود ش را به دیوار‬
‫بزند و مرگش انگار در یک کویر است و مثل یک مار که د ر کویر می لغزد او هم همان حالت را دارد ‪ .‬من آنجا‬
‫صد ای سوپرانو گذاشتم که خانم هرمینه آن را خواند ‪ .‬خانم فرشته جنابی هم آنجا بازی می کرد) ‪ .‬تم فیلم‬
‫را به زیبایی و با آن صد ای خسته زیبا سولفژ می کند ‪ .‬تم های مختلف و حتی سوپرانو را اجرا می کند تا می‬
‫رسد به تیتراژ فیلم (آن موسیقی خیلی مورد توجه خسرو قرار گرفت ‪.‬جالل مقد م موسیقی را گوش کرد و‬
‫گفت » من اولین موسیقی فیلم است می شنوم که چاقو نخورده است‪ .‬بعد از من می پرسد چاقو نخورد ه می‬
‫د انی یعنی چه« ؟» می گویم ((منظور اریژینال بودن آن است؟ )) می گوید نه‪. .‬آقای منفرد زاد ه روی فیلم‬
‫های آقای کیمیایی کار می کرد و به اصطالح کاله شاپو و خنجر و این ها بود و او چقد ر زیبا موسیقی های‬
‫تهرانی می ساخت ‪.‬من این ملود ی ها را مدرن ساخته بود م ‪.‬اوشال خیلی لذت برد و وقتی اوشال لذت برد‬
‫من فهمید م که توانسته ام کاری انجام بد هم‪.‬‬
‫‪-2‬از موقعی که »برهنه تا ظهر با سرعت « را کار کردم اوشال خیلی روی من حساب می کرد ‪.‬وقتی این‬
‫فیلم را کار کردم به او گفتم من موسیقی متن فیلم را ساخته ام ‪.‬می خواهی گوش کنی؟ در استودیو کاسپین‬
‫بودیم که در وصال شیرازی بود ‪.‬آقای دکتر طبیبیان صاحب اصلی آنجا بود و کار دوبالژ برای تلویزیون انجام‬
‫می داد ‪.‬فیلم های خارجی می آمدند آنجا و دوبله می شدند دوبلورهای زیادی آنجا بودند مثل آقای منوچهر‬
‫اسماعیلی و خسروشاهی و دیگران ‪.‬وقتی به اوشال این را گفتم‪ ،‬نوار را برداشت و برد پایین و گوش کرد ‪.‬با‬
‫اینکه دوبلورها داشتند کار می کردند خواهش کرد که آنها چند دقیقه کار را تعطیل کنند ‪.‬من هم رفتم ‪.‬قد‬

‫اوشال بلند بود و سنگین وزن بود ‪.‬شاید صد یا صد و بیست کیلو وزن داشت ‪.‬من آن موقع هفتاد‪ ،‬هشتاد‬
‫کیلو بودم ‪.‬اوشال ایستاد ‪.‬داشت نوار را گوش می کرد ‪.‬دست انداخت گردن من و شروع کرد به گریه کردن ‪.‬‬
‫گفت ‪:‬چه کار کردی بابک؟ و هی گریه می کرد ‪.‬اوشال خیلی من را دوست داشت‪.‬‬
‫‪-3‬بسیاری از تنظیم کنندگان موسیقی ایران که بعد از واروژان شروع به کار کردند‪ ،‬راه واروژان را ادامه‬
‫دادند ‪.‬او آن قدر بی عقده بود که پیشرفت هر هنرمندی‪ ،‬او را خشنود می کرد یادم می آید وقتی موسیقی‬
‫فیلم برهنه تا ظهر با‪.‬سرعت را به تنهایی می ساختم‪ ،‬او مرتب نگران من بود که مبادا نتوانم کار خوبی ارائه‬
‫دهم ‪.‬ولی وقتی موسیقی فیلم را شنید‪ ،‬از جا بلند شد‪ ،‬مرا بوسید و گفت که معلوم است خیلی زحمت‬
‫کشیده ای !و این بوسه و این جمله برای من جاودانه شد‬
‫‪.‬‬
‫‪-4‬اولین کاری که با آن به طور جدی وارد سینما شدم‪ ،‬موسیقی متن فیلم برهنه تا ظهر با سرعت) خسرو‬
‫هربتاش (بود‪ .‬روی این فیلم تکیه می کنم چون پیش از آن موسیقی متن بر اساس ملودی ترانه ای که در‬
‫فیلم خوانده می شد‪ ،‬می ساختیم ‪.‬اما وقتی قرار شد برای این فیلم موسیقی بسازم‪ ،‬هربتاش برای اولین بار‬
‫شیوه زمان گیری موسیقی فیلم را به من یاد داد و از من خواست الحان مختلف موسیقی را در این فیلم‬
‫رعایت کنم ‪.‬چهل و پنج روز طول کشید تا موسیقی این فیلم را نوشتم ‪.‬آن زمان یک رسم بود یک نفر‬
‫موسیقی می نوشت و یکی دیگر ان را تنظیم می کرد‪ ،‬یک آدم باسواد و حرفه ای ‪.‬اما چون سازنده ملودی با‬
‫تهیه کننده ها ارتباط داشت بیشتر به او رجوع یکردند و اغلب هم متوجه نمی شدند نفر دوم است که باید‬
‫موسیقی فیلم را بسازد ‪.‬وقتی هریتاش از من خواست تم موردنظرش را تنظیم کنم‪ ،‬چون آهنگ ترانه هم می‬
‫ساختم و ملودی ساختن برایم آسان بود‪ ،‬پیشنهادش را قبول نکردم و در عوض پیشنهاد دادم آهنگی را که‬
‫خودم ساخته بودم‪ ،‬تنظیم کنم که او هم پذیرفت‪.‬‬

‫جمال امید ‪ ،‬روزنامه نگار و نویسنده کتاب تاریخ سینمای ایران )جلد اول – نشر روزنه ‪: ) 1379‬‬
‫برهنه تا ظهر با سرعت ‪ ، 1355 ،‬به واقع تولید ‪ 1351‬است که مدت سی و هفت ماه در توقیف میماند ‪.‬علت‬
‫توقیف نه صحنه های گستاخانه فیلم ‪ ،‬بلکه بیشتر وجود فصل هایی بود که صرافی با نام)) امپریال ((نمایش‬
‫داده شد مالک صرافی دون صفت‪ ،‬کریه و مورد تنفر بود و به رغم سانسور این کنایه ای از حکومت و سلطنت‬
‫داشت ‪.‬مراجعات و مذاکرات و پیشنهادات برای اصالح و تعدیل فیلم بی نتیجه ماند و در حالی که به نظر‬
‫میرسید فیلم یاد شده برای همیشه بایگانی خواهد شد بعد از سه سال و اندی ناگهان اعالم شد که با حذف‬

‫نما ها و گفتارهایی نمایشش عملی است ‪.‬برهنه تا ظهر با سرعت که کمتر مورد بحث و تحلیل قرار گرفت‬
‫نظیر کار نخست هریتاش بر تکنیک تاکید داشت تا محتوا که اینبار نیز مسائل جوانانه است‪.‬‬

‫دانشجوی سابق دانشگاه تهران‪:‬‬
‫ل ‪ ( 1354‬دیدم و جزئیات زیادی از آن به یادم نیست‪ ،‬جز آنکه سینما‬
‫این فیلم را سال ها پیش) احتما ا‬
‫کاپری فیلم را نمایش می داد و توقیف نبود ‪.‬داستانش هم در مورد جوانی بود که از مخالف های رژیم بود و به‬
‫صورت مخفیانه در اتاقی اجاره ای زندگی می کرد که صاحب خانه) که نقشش را ایرن بازی می کرد (شیفته‬
‫ی این جوان بود ‪.‬فیلم سیاه و سفید بود و فقط در صحنه ی آخر که قهرمان فیلم با موتورسیکلتش تصادف‬
‫می کرد و کشته می شد‪ ،‬ناگهان رنگی می شد‪ .‬به نظرم فیلم ساخته ی خسرو هریتاش بود ‪.‬آن صحنه ی‬
‫سکسی با ایرن را هم به یادم مانده که زن صاحبخانه) ایرن( که به نظرم بیوه بود و شغلش هم خیاطی بود از‬
‫قهرمان فیلم خوشش می آمد و یک شب که او مست و خراب به خانه آمد بدون اینکه جوان بفهمد در همان‬
‫حالت مست و خرابی با او همبستر شد‪. .‬‬
‫‪: Ben Rose‬‬
‫نام این فیلم خودش به یک ضرب المثل تبدیل شد ‪.‬نمی دانم هنوز هم متداول است یا نه ‪ .‬خب البته دوران‬
‫ستمشاهی بود آقا حتی اجازه نداشتیم برهنه تا ظهر با سرعت ‪.‬برای رفع این مشکل باید انقالب می کردیم‬
‫که الحمدهلل کردیم !راستی من فکر می کنم فیلم پیش از سال ‪ 55‬ساخته شده بود ‪.‬شاید تنها سال ‪ 55‬بود‬
‫که اجازهٔ نمایش پیدا کرد‪.‬دو سال پیش از رهایی همیشگی)!)‬
‫‪:.Esfand Aashena‬‬
‫من اولین سینه را در این فیلم دیدم !چون فیلم سیاه و سپید بود " دقیقا "متوجه نشدم ولی خوب مثل روز‬
‫اولی که آمدم آمریکا برام جالب‪ ،‬جدید و دیدنی بود !ولی یادم میاد که این فیلم رو تو سینما دیدم‪ ،‬مثل‬
‫اینکه یک روز تعطیل بود یا هرچی که بود دبیرستان نرفته بودم ‪.‬نمیدونستم فیلم رو زود برداشتند یا نه‪ ،‬اگر‬
‫بر داشتند من شانس اوردم! زیاد صحنه های آنچنانی نداشت‪ ،‬فقط یک آدم پاشو گذاشته بود بین سینه های‬
‫ایرن که حساس ترین صحنه بود ! اورنگ جان در حین خواندن این شعر یک هو یاد گویندگان سینما افتادم‬

‫که برای پیش پرده های فیلم های بعدی با آب و تاب و با هیجان آگهئ فیلم را میگفتند‪ ،‬مثال ‪ :‬فیلمی از‬
‫عشق‪ ،‬لبخندی مسخ‪ ،‬رابطی پر گناه دررررررررررررر ‪ ....‬برهنه تا ظهر با سرعت‪! -‬‬
‫دالور‪:‬‬
‫من این فیلمو قبل از انقالب در سینما مترو شیراز دیدم با نام ) برهنه تا ظهر با سرعت( از فیلمهای ایتالیایی‬
‫هم سکسی تر بود به وضوح سینه های لخت فرشته جنابی و ایرن را نشان میداد ‪.‬از اول فیلم تا آخر فیلم که‬
‫فرامرز صدیقی کشته میشه مشغول عشق بازی با فرشته جنابی و ایرن بود و نقشه دزدی از بانک ‪.‬‬
‫جالل رفیع‪ ،‬روزنامه اطالعات ‪ 17 ،‬آذر ‪: 1364‬‬
‫یکی دیگر از فاتحه خوانان‪-‬که بی شک دعای وی زودتر از بقیه در حق میت مستجاب می شود و فاتحه او را‬
‫می خواند‪-‬آقای)) برهنه تا ظهر با سرعت ((بود !از ارباب هنر در عرصه فیلم و سینما ‪.‬و البته باز جای شکرش‬
‫باقی است که کارگردان ‪ ،‬تا ظهر بیشتر فیلم برداری نکرده بود"‪!.....‬‬
‫بخشی از نقد فیلم توسط بیژن امکانیان ‪ ،‬روزنامه اطالعات ‪ 27‬شهریور‪:1355‬‬
‫قالبی داستانی فیلم بنا به هر علتی که می خواهد باشد از پرداخت سینمایی فیلم عقب می ماند ‪ ،‬دلیل آن را‬
‫باید در دست مایه سناریو جویا شد یا تعمد فیلمساز بر اینکه خواسته تا آدمهای حاشیه ای فیلمش را تنها‬
‫در خدمت بیان مفهوم مورد نظرش بکار گیرد ‪ ،‬در هر حال شخصیت اول فیلم ‪ ،‬مهدی ) فرامرز صدیقی (‬
‫کمابیش از این مسئله در امان می ماند و کندوکاو فیلمساز در روحیه و نحوه زیستن او موفق جلوه میکند ‪،‬‬
‫اما این موفقیت را باز هم نگرش تصویری فیلمساز است که تضمین می کند نه چهارچوب داستان فیلم و به‬
‫این جهت است که فیلم صادقانه جلوه می کند و برخالف فیلم آخر ) سرایدار (که تکیه اصلی اش بر داستان‬
‫بود ‪ ،‬در اینجا تداوم و ضرب آهنگ تصویر ‪ ،‬حرکت دوربین و کار با پس زمینه هاست که کار اصلی را انجام‬
‫میدهد‪....‬پیشگویی زن کولی و اهمیت ناخواسته ای که مهدی برای آن قائل است امیدهای واهی او را‬
‫میسازند‪ ،‬امیدهایی که با یک تصادف کوچک اتومبیل بدل به یاس می شوند‪ .‬امیدهایی که در نهایت به‬
‫هیئت زن کولی ظاهر می شوند و بعد قرص خورشید و در آخر ‪ ،‬مرگ در ظهری داغ ‪ ،‬آبستن فاجعه در‬
‫میرسد که شاید اشاره ای باشد به شهادت مهدی که قربانی شرایط می شود ‪ ،‬میدانیم که مرگ خودش نیست‬
‫و اگر هم مرگ را برمیگزیند به قصد مبارزه است و شکستن سد روبرو و در واقع کارش گریز از بن‬
‫بست‪.....‬حرکت دوربین از روی دست مهدی و زن کولی به روی میکروفون ضبط صوت و بعد ادامه شات در‬

‫اتومبیل و صدای کولی که از ضبط صوت پخش می گردد پرداخت موجزی است که در آشکار ساختن بخش‬
‫مهمی از درون شخصیت اول فیلم موثر می افتد‪.......‬برهنه تا ظهر با سرعت از معدود فیلمهای ایرانی است که‬
‫مجموعا از بازی های بسیار خوب بهره دارد‪ .‬باید نام برد از بازی خوب و دوست داشتنی فرشته جنابی و نیز‬
‫بازی فرامرز صدیقی که نمایانگر حضور چهره ی تازه ای است در زمینه بازیگری در سینمای ایران‪.‬‬

‫بخشی از نقد فریدون جیرانی ‪ ،‬روزنامه اطالعات ‪ ،‬دی ماه ‪:1357‬‬
‫در دو فیلم ایرانی گوزنها ‪ ,‬برهنه تا ظهر با سرعت که با تغییرات کلی به نمایش عمومی در آمدند‪ .‬موارد‬
‫سانسوری این دو فیلم قابل تامل است بویژه اینکه بسیاری از این موارد الن بصورت واقعیت روز از طرف‬
‫دولت پذیرفته شده است ]شلوغی های انقالب و ازادی مطبوعات[ مثال در فیلم برهنه تا ظهر با سرعت‬
‫فیلمساز با توجه به شرایط روز آنزمان طی صحنه ای نشان می داد که دانشجویی )فرامرز صدیقی (به دوست‬
‫دانشجویش کتابی که ممنوع النتشار است میدهد تا بخواند و یا اینکه دانشجویی ) فرامرز صدیقی (از مراسم‬
‫سینه زنی ‪ ،‬و محالت فقیر نشین جنوب شهر عکس می گیرد در نمایش عمومی این دو صحنه از فیلم حذف‬
‫شد ‪ .‬بخاطر همین صحنه ها مدتی فیلم در محاق توقیف قرار گرفت ‪.‬یا اینکه در همین فیلم صحنه ای به‬
‫خاطر یک کلمه حذف شد ‪ .‬این کلمه اسم صرافی یکی از کاراکترهای اصلی فیلم بود که با عنوان امپریال‬
‫نامگذاری شده بود‪.....‬‬
‫کامران تماشاگرمشتاق و سینما دوست در سینما کاپری‪:‬‬
‫برهنه تا ظهر با سرعت‪ ......‬ایده چه کسی برای عنوان یک فیلم بود ؟‬
‫خوب یا بد ‪ ،‬خواسته یا ناخواسته ‪ ،‬فیلمی که چه قبل از انقالب و چه بعد از انقالب با جنجال و دردسر و‬
‫شایعه های بسیار توام بوده است ‪ .‬قبل از انقالب‪ ،‬فیلم بخاطر وجود صحنه های سکسی و بی پروا و همچنین‬
‫موضوعاتی که در انزمان نشان دادن یا حتی گفتگو درباره انها باعث گرفتاری با پلیس مخفی و ساواک میشد‬
‫‪ ،‬شایعه و سروصدای فراوان به پا کرد ‪.‬توقیف چند ساله ان ‪ ،‬به این شایعات قوت بخشید و اشتیاق و شوق‬
‫دیدن انرا بیشتر و بیشتر کرد ‪.‬وقتی فیلم بعد از قریب سه سال توقیف و نداشتن پروانه نمایش بالخره در‬
‫سینما کاپری بنمایش گذاشته شد ‪ ،‬بسیاری از این صحنه ها یا بکلی از فیلم حذف شده و یا با مونتاژ تازه‬
‫ارائه و بصورتی کوتاه شده بودند ‪.‬برخالف شایعات در مطبوعات‪ ،‬علت اصلی توقیف فیلم وجود سکس مفرط‬
‫نبود ‪.‬این صحنه ها در فیلم اکران شده نیز بوفور وجود داشت و شاید به شدت نسخه اول نبودند ولی باز‬
‫نمایانگر دست و دلبازی کارگردان فیلم در ارائه سکس ) کامال بجا و مناسب با سوژه فیلم ( بود ‪.‬مجله‬


Link to this page


Permanent link

Use the permanent link to the download page to share your document on Facebook, Twitter, LinkedIn, or directly with a contact by e-Mail, Messenger, Whatsapp, Line..

Short link

Use the short link to share your document on Twitter or by text message (SMS)

HTML Code

Copy the following HTML code to share your document on a Website or Blog

QR Code

QR Code link to PDF file فیلمشناخت_برهنه_تا_ظهر_با_سرعت.pdf


Related keywords