PDF Archive

Easily share your PDF documents with your contacts, on the Web and Social Networks.

Share a file Manage my documents Convert Recover PDF Search Help Contact



Shobhe Estemnaa(no atheism) .pdf



Original filename: Shobhe_Estemnaa(no_atheism).pdf
Author: رد شبهات ملحدین

This PDF 1.5 document has been generated by Microsoft® Word 2013, and has been sent on pdf-archive.com on 20/01/2018 at 18:33, from IP address 2.50.x.x. The current document download page has been viewed 282 times.
File size: 676 KB (11 pages).
Privacy: public file




Download original PDF file









Document preview


‫بسم هللا الرحمن الرحیم‬

‫آیا صحابه ‪ ‬اسـتمناء را مباح دانستهاند؟!‬
‫نقدی بر آثار واردشده از سلف و پاسخ به شبههی ملحدین‬
‫تهیهشده در‪« :‬رد شبهات ملحدین»‬

‫» آیا صحابه ‪ ‬اسـتمناء را مباح دانستهاند؟!‬

‫‪2‬‬

‫بسم هللا الرحمن الرحیم‪ ،‬الحمد لله رب العالمين والصالة والسالم على سيدنا محمد وآله‬

‫وصحبه أجمعين‪ .‬أما بعد‪:‬‬

‫ناگفته پیداست که انسان به عنوان یک موجود دارای اختیار و قوهی عقل‪ ،‬ابعاد مختلفی دارد‬

‫و نمیتوان با دید تکبعدی به این سیستم پیچیده نگاه کرد‪ .‬انسان بر اساس هرم سلسلهمراتب‬

‫نیازهای مزلو‪ ،‬پنج نیاز اساسی و مهم دارد که قسمت اول این نیازها‪ ،‬نیازهای زیستی هستند؛‬
‫نیازهای زیستی در رأس هرم مزلو قرار دارند و بیشترین تأثیر را بر فرد میگذارند‪ ،‬و در این طبقه‪،‬‬
‫نیاز جنسی انسان‪ ،‬در کنار نیاز به خوراک‪ ،‬پوشاک و مسکن قرار گرفته است‪ 1.‬از طرفی دیگر‪ ،‬در‬

‫بسیاری از پروندههای جنایی‪ ،‬اثری از غریزهی جنسی به چشم میخورد و این غریزه (اگر ارضاء‬

‫شود یا نشود) بر رفتار فرد اثر مستقیم میگذارد‪ .‬دین مبین اسالم‪ ،‬شاهراهی برای ارضای این‬
‫نیاز معرفی میکند که همان ازدواج یا پیوند نکاح است‪ .‬در حدیث صحیح وارد شده است که‬

‫پیامبر ‪ ‬فرمودند‪« :‬برای دلباختگان‪ ،‬عالجی چون ازدواج دیده نشده است‪ 2».‬و ايشان برخالف‬

‫‪ .1‬مدیریت رفتار سازمانی‪ ،‬علی رضائیان‪ ،‬انتشارات سمت‪ ،‬ص ‪101‬‬

‫‪ .2‬حدیث صحیح است‪ ،‬امام ابن ماجه ‪( ‬رقم‪ )1481 :‬آن را روایت و شیخ محمد ناصر الدین البانی ‪‬‬

‫در سلسلة األحادیث الصحیحة (‪ )111/2‬آن را ذکر کرده است‪« :‬لم ير للمتحابين مثل النكاح‪».‬‬

‫» آیا صحابه ‪ ‬اسـتمناء را مباح دانستهاند؟!‬

‫‪3‬‬

‫رهبانیگری‪ 3‬که ازدواج را منع مینمود‪ ،‬فرمودند‪« :‬من با زنان ازدواج میکنم و هرکس از راه و‬
‫روش من رویگردان شد‪ ،‬از من‬

‫نیست‪8».‬‬

‫شاید کسی سؤال کند‪ :‬اگر شخصی امکان ازدواج برایش وجود نداشت‪ ،‬دین چه دستوری به‬

‫او داده است؟‬

‫ن‬
‫جد ُو َ‬
‫ف الَّذِي َ‬
‫در پاسخ میگوییم‪ :‬خداوند در سورهی نور فرموده است که ‪‬وَلْيَسْتَعْف ِ ِ‬
‫ن َل ي َ ِ‬
‫ن فَ ْ‬
‫ضلِه ِ‪ 5‬یعنی‪« :‬آنان که امکانات ازدواج را ندارند‪ ،‬باید در راه عفت‬
‫ه مِ ْ‬
‫نِك َاحًا حَتَّى يُغْنِيَه ُ ُ‬
‫م الل َّ ُ‬
‫و پاکدامنی تالش کنند‪ ،‬تا خداوند از فضل و لطف خود ایشان را دارا کند‪».‬‬
‫و اگر پرسید‪ :‬حکم استمناء چیست؟‬

‫میگوییم‪ :‬در آیهی گذشته‪ ،‬خداوند به افرادی که امکان ازدواج ندارند دستور به تقوا و‬
‫پاکدامنی داده و آنان را به این عمل منکر راهنمایی نکرده است‪ ،‬و جمهور فقهای اسالمی قائل‬
‫‪ .3‬به عنوان مثال به نصرانیان بنگریم که چه دیدگاهی نسبت به ازدواج داشتهاند! پولس که نزد نصاری‬

‫جایگاه بسیار ویژهای داشته و از بزرگترین مبلغان آنان است و به عنوان گسترشدهندهی پیام مسیح‬

‫شناخته میشود‪ ،‬در نامهی خود به قرنتیان میگوید‪« :‬به مجردین و بیوهزنان میگویم که ایشان را نیکو‬
‫است که مثل من بمانند‪ .‬لکن اگر پرهیز ندارند‪ ،‬نکاح بکنند زیرا که نکاح از آتش هوس بهتر است‪( ».‬نامه‬
‫اول پولس به قرنتیان‪ ،‬فصل ‪ ،1‬شماره ‪ )4-1‬و این گفتار پولس‪ ،‬در ناپسند و مکروه دانستن ازدواج صراحت‬
‫تمام دارد‪ ،‬زیرا آن را تنها از جهنمیشدن بهتر دانسته است! ویلیام جیمز دورانت (محقق مشهور آمریکائی)‬

‫نیز در این رابطه میگوید‪« :‬ازدواج تنها به عنوان وسيلهای برای جلوگيری از لغزش جنسی و وسيلهای‬

‫مضحک برای ادامه نژاد تحمل میشد‪ ،‬ولی شوهران و زنان تشويق میشدند كه از روابط جنسی خودداری‬

‫كنند‪( ».‬تاریخ تمدن‪ ،‬ترجمه احمد آرام و دیگران‪ ،‬چاپخانه علمی و فرهنگی‪ ،‬ج ‪ ،3‬ص ‪ .)101‬برتراند راسل‬
‫که از پیشوایان ملحدین در عصر حاضر به حساب میآید نیز دربارهی این رهبانیت میگوید‪« :‬تعالیم کلیسا‬
‫این بوده و هنوز ادامه دارد که عدم ازدواج دوشیزگان بهترین عبادت است‪ ،‬مگر برای کسانیکه آن را‬

‫غیرممکن بیابند که در آن صورت‪ ،‬مجاز به ازدواج میباشند‪( ».‬چرا مسیحی نیستم‪ ،‬ترجمه طاهری‪ ،‬چاپ‬

‫آسمان‪ ،‬ص ‪ )88‬و در مقابل مدرسهی رهبانیت و نگرشی که آنان نسبت به روابط جنسی دارند‪ ،‬مدرسهی‬

‫اباحیگرایان قرار دارد که بر آزادی در روابط جنسی تکیه داشته و گروهی از موفقیت آنآن با نام «انقالب‬

‫جنسی» یاد میکنند! هرکدام از این دو مدرسه مضرات خاص خود را دارند؛ مدرسهی رهبانیت برخالف‬

‫فطرت و روحیات انسان‪ ،‬او را به انزوا میکشاند و مدرسهی اباحیت‪ ،‬فحشا را در شاهرگهای اجتماع که‬
‫مردان و زنان آن جامعه هستند‪ ،‬تزریق میکند‪ ،‬اما دین مبین اسالم در این میان سخن میانهای دارد‪،‬‬

‫ازدواج را مایهی آرامش زوجین (الروم‪ ،‬آیه ‪ )21‬و آن دو را لباسی برای همدیگر میداند (البقرة‪ ،‬آیه ‪)141‬‬

‫که موجبات سعادت اخروی را برای یکدیگر فراهم میکنند و از دنیا تا آخرت‪ ،‬همسفر خواهند بود‪ ،‬والحمد‬
‫لله علی نعمة اإلسالم وما أعظمها من نعمة‪.‬‬

‫‪ .8‬حدیث صحیح است‪ ،‬امام بخاری ‪( ‬رقم‪ )5013 :‬و امام مسلم ‪( ‬رقم‪ )1801 :‬آن را در صحیحین خود‬

‫آوردهاند‪« :‬إني أتزوج النساء فمن رغب عن سنتي فليس مني‪».‬‬
‫‪ .5‬النور‪ ،‬آیه ‪33‬‬

‫» آیا صحابه ‪ ‬اسـتمناء را مباح دانستهاند؟!‬

‫‪8‬‬

‫به عدم اباحهی عمل استمناء هستند‪ .‬در کتاب الدر المختار (از کتب فقهی احناف) به نقل از‬

‫جوهره آمده است‪« :‬استمناء حرام است و تعزیر دارد‪ 1».‬و ابن تیمیه ‪ ‬نیز میفرماید‪« :‬استمناء‬
‫نزد جمهور علماء حرام است و حرامبودن آن‪ ،‬قول صحیح از مذهب احمد [بن حنبل] ‪ ‬است و‬

‫همچنین فاعل آن تعزیر میگردد‪ 1».‬و اهل علم به دلئلی برای اثبات دیدگاه خود استناد کردهاند‬
‫که تنها دو مورد را ذکر میکنیم‪:‬‬

‫َ‬
‫م حَافِظُو َ َّ‬
‫م‬
‫م أَو ْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَان ُه ُ ْ‬
‫اجه ِ ْ‬
‫وجه ِ ْ‬
‫ن هُ ْ‬
‫الف‪ .‬خداوند میفرماید‪ :‬وَالَّذِي َ‬
‫ن ‪ -‬إِل عَلَى أز ْو َ ِ‬
‫م لِفُر ُ ِ‬
‫ك فَأُولَئ ِ َ‬
‫ن ‪ -‬فَمَن ِ ابْتَغ َى وَرَاء َ ذَل ِ َ‬
‫ن‪ 4‬يعنی‪« :‬و کسانیکه عورت خود‬
‫فَإِنَّه ُ ْ‬
‫ك هُ ُ‬
‫م الْعَاد ُو َ‬
‫م غ َيْر ُ مَلُومِي َ‬
‫را حفظ میکنند‪ ،‬مگر از همسران یا کنیزان خود‪ ،‬که در این صورت جای مالمت ایشان نیست‪.‬‬
‫پس اشخاصی که غیر از این را دنبال کنند‪ ،‬متجاوز (از حدود شرع) به شمار میآیند‪».‬‬

‫امام شافعی ‪‬‬

‫از جمله ی پیشوایان و فقهایی هستند که به این آیه برای تحریم استمناء‬

‫استناد کردهاند‪ 1‬و امام نووی ‪‬‬

‫که از جملهی بزرگترین فقهاء در مذهب شافعی هستند‪ ،‬در‬

‫بیان این مسئله میفرمایند‪« :‬استمناء که خارجکردن آب جهنده (یعنی منی) باشد‪ ،‬حرام بوده و‬

‫جمهور اهل علم نیز قائل به همین هستند‪ ...‬دلیل ما [برای حرمت آن] قول خداوند است که‬
‫فرموده است‪ :‬والذین هم لفروجهم‬

‫حافظون‪10»...‬‬

‫عالمه محمد بن صالح العثیمین ‪‬‬

‫نیز که از معاصرین است‪ ،‬مینویسد‪« :‬معنای «عادی»‬

‫کسی است که از حد تجاوز کرده باشد‪ ،‬و همین دللت بر حرمت استمناء‬

‫دارد‪11».‬‬

‫ب‪ .‬پیامبر عظیمالشأن اسالم ‪ ‬فرمودند‪« :‬هرکس که توانایی ازدواج دارد‪ ،‬ازدواج کند‪ ،‬زیرا‬

‫سبب حفظ چشم و عورت میگردد‪ .‬هرکسی هم که توانایی ازدواج ندارد‪ ،‬باید روزه بگیرد‪ ،‬زیرا‬
‫روزه شهوت را کنترل‬

‫میکند‪12».‬‬

‫‪ .1‬الدر المختار‪ ،‬دار الكتب العلمية‪ ،‬ص ‪« :310‬الستمناء حرام‪ ،‬وفيه التعزير‪».‬‬

‫‪ .1‬مجموع الفتاوى‪ ،‬مجمع الملك فهد‪ ،‬ج ‪ ،38‬ص ‪« :221‬هو حرام عند جمهور العلماء وهو أصح القولين‬

‫في مذهب أحمد وكذلك يعزر من فعله‪».‬‬

‫‪ .4‬المؤمنون‪ ،‬آیات ‪ ،5-1‬و نیز المعارج‪ ،‬آیات ‪21-31‬‬
‫‪ .1‬األم للشافعي‪ ،‬دار المعرفة‪ ،‬ج ‪ ،5‬ص ‪101‬‬

‫‪ .10‬المجموع شرح المهذب‪ ،‬دار الفكر‪ ،‬ج ‪ ،11‬ص ‪« :821‬يحرم الستمناء‪ ،‬وهو إخراج الماء الدافق بيده‪،‬‬

‫وبه قال أكثر أهل العلم‪ ...‬دليلنا قوله تعالى‪ :‬والذين هم لفروجهم حافظون‪»...‬‬

‫‪ .11‬الشرح الممتع على زاد المستقنع‪ ،‬دار ابن الجوزي‪ ،‬ج ‪ ،18‬ص ‪« :320‬والعادي معناه المتجاوز للحد‪،‬‬
‫وهذا يدل على حرمته‪».‬‬

‫‪ .12‬حدیث صحیح است‪ ،‬امام بخاری ‪( ‬رقم‪ )1105 :‬و امام مسلم ‪( ‬رقم‪ )1800 :‬آن را در صحیحین خود‬

‫آوردهاند‪« :‬من استطاع الباءة فليتزوج‪ ،‬فإنه أغض للبصر‪ ،‬وأحصن للفرج‪ ،‬ومن لم يستطع فعليه بالصوم‪،‬‬

‫فإنه له وجاء‪».‬‬

‫» آیا صحابه ‪ ‬اسـتمناء را مباح دانستهاند؟!‬

‫‪5‬‬

‫شیخ ابن عثیمین ‪ ‬بیان داشته که اگر این عمل جایز میبود‪ ،‬پیامبر ‪‬‬

‫مردم را به آن‬

‫راهنمایی میکردند‪ ،‬زیرا از روزهگرفتن سادهتر است و در آن لذت نیز وجود دارد و در آن حالت دو‬
‫سبب یعنی «سهولت» و «لذت» را جمع میکرد‪ ،‬حال آنکه در روزهگرفتن مشقت است و لذت‬

‫نیست‪ ،‬پس اگر استمناء جایز میبود‪ ،‬پیامبر ‪ ‬آن را اختیار کرده و بهجای روزه‪ ،‬مردم را به آن‬

‫ارشاد‬

‫میکردند‪13.‬‬

‫اکنون که به حقیقت موضوع پی بردیم‪ ،‬به ذکر شبههی معاندین میپردازیم و به نقد آن‬

‫خواهیم پرداخت‪:‬‬

‫"آیا میدانستید صحابه (یاران) پیامبر خودارضایی میکردند؟ ابن حزم اندلسی در کتاب‬

‫"المحلی" در خصوص خودارضایی صحابه پیامبر مینویسد‪ :‬آن را (استمناء را) گروهی (از‬

‫علماء)مباح دانسته اند‪ ،‬چنانچه ما هم با سند مذکور روایت نمودیم تا عبد الرزاق که وی حدیث‬
‫را از ابن جریج و او از ابراهیم بن ابی بکر از ابن عباس روایت می کند که ابن عباس گفت‪ :‬این‬

‫کار چیزی نیست مگر اینکه کسی آلتش را آنقدر بمالد تا اینکه منی از او خارج شود‪ ،‬از ابن عمر‬
‫نقل شده که گفت‪ :‬این عمل (استمناء) یک عصب است که آن را مالش بدهی!! و با همین سند‬

‫از قتاده از عالء بن زیاد (تابعی) از پدرش زیاد نقل می کند که گفت‪ :‬ما در مغازی(جنگها) این کار‬
‫را می کردیم‪ ،‬منظورش استمناء است که مرد آلتش را آنقدر می مالد تا انزال شود! قتاده و حسن‬
‫می گویند درباره مردی که استمناء می کند‪ ،‬با آلتش بازی می کند و آن را می مالد تا اینکه انزال‬

‫شود‪ ،‬گفت‪ :‬که آنها (یعنی صحابه) در جنگها این کار را می کردند‪ .‬و از جابر بن زید ابی الشعثاء‬

‫روایت شده که گفت‪ :‬آن آب (منی) مال توست پس‪ ،‬آن را دور بریز یعنی استمناء کن! و از‬
‫مجاهد نیر نقل شده است که گفت‪ :‬در گذشته مردم جوانان شان را به این کار دستور می دادند‬

‫تا این که با عفت بمانند و عفتشان حفظ شود! همانطور که دیدید صحابه پیامبر خود ارضایی می‬

‫کردند‪".‬‬

‫قصد ملحدین از طرح این مطلب‪ ،‬طعن به مسلمانان (به ویژه مسلمانان صدر اسالم) بوده‬
‫است‪ ،‬گویا به قبیحی دست یافته اند که در مسلمانان وجود دارد و نزد ایشان نیست! پس از‬

‫دیدگاه علم حدیث به بررسی آثار وارده از سلف که ابن حزم ‪‬‬

‫در المحلی آورده میپردازیم‪،‬‬

‫سپس کالم را به آنجا میکشانیم که آیا ملحدین میتوانند این را سبب طعن به مسلمانان صدر‬

‫اسالم قرار دهند یا خیر؟!‬

‫بخش اول‪ :‬بررسی آثار وارده از سلف‬
‫ابتدا حد صحیح را تعریف میکنیم تا شروط یک خبر صحیح را بشناسیم‪ ،‬سپس بر اساس این‬

‫ترازو‪ ،‬آثار وارد شده را وزن میکنیم‪ .‬امام ابن صالح شهرزوری ‪‬‬
‫‪ .13‬الشرح الممتع على زاد المستقنع‪ ،‬ج ‪ ،18‬ص ‪320‬‬

‫در تعریف حدیث صحیح‬

‫» آیا صحابه ‪ ‬اسـتمناء را مباح دانستهاند؟!‬

‫‪1‬‬

‫فرموده است‪« :‬حدیث صحیح‪ ،‬آن حدیث مسندی است که با اسناد متصل‪ ،‬از طریق ناقالن عادل‬
‫و ضابط از ناقالن مانند خود تا انتهای سند رسیده باشد‪ ،‬و شاذ یا معلل‬

‫نباشد‪18».‬‬

‫بنابراين حدیث صحیح‪ ،‬باید این شروط پنجگانه را در خود داشته باشد‪:‬‬

‫‪ .1‬دارای اسناد متصل باشد‪ ،‬به این معنا که انقطاعی در اسناد آن نباشد‪.‬‬
‫‪ .2‬تمام راویان باید «عادل» باشند‪.‬‬

‫‪ .3‬تمام راویان باید «ضابط» باشند‪ ،‬خواه ضبط صدر باشد یا ضبط کتاب‪.‬‬
‫‪ .8‬شذوذ در آن وجود نداشته باشد‪.‬‬

‫‪ .5‬معلل نباشد؛ علت در اینجا آن عیبی در حدیث است که در صحت آن خدشه وارد کند‪،‬‬
‫اگرچه ظاهر حدیث سالم باشد‪.‬‬

‫الف‪ .‬ابن عباس گفت‪ :‬این کار چیزی نیست مگر اینکه کسی آلتش را آنقدر بمالد تا اینکه‬

‫منی از او خارج شود‪.‬‬

‫اوالً‪ .‬این اثر ضعیف است؛ عبد الرزاق صنعانی ‪‬‬

‫آن را در مصنف خود با این اسناد نقل‬

‫کرده است‪« :‬أخبرنا ابن جريج قال‪ :‬أخبرني إبراهيم بن أبي بكر‪ ،‬عن رجل‪ ،‬عن ابن عباس»‪ 15‬که‬

‫به دو دلیل ضعیف میباشد‪:‬‬

‫‪ .1‬ابراهیم بن ابی بکر‪ ،‬که حافظ ابن حجر عسقالنی ‪ ‬در تقریب التهذیب او را «مستور»‬

‫میداند‪ 11.‬حدیث راوی مستور‪ ،‬مردود است‪ ،‬زیرا راوی آن توثیق نشده و در نتیجه معرفت به‬
‫عدالت و ضبط او حاصل نشده است که این ناقض شروط صحت حدیث‬

‫میباشد‪11.‬‬

‫‪ .2‬در این اسناد یک راوی مبهم (رجل) وجود دارد که نامش ذکر نشده است و روایتی که‬

‫در اسناد آن ابهام باشد پذیرفته نمیشود‪ ،‬مگر آنکه از طریقی دیگر نام او دانسته‬

‫شود‪14.‬‬

‫ثانیاً‪ .‬این روایت متضمن اباحه مطلق است‪ ،‬درحالیکه در اثر دیگری از ابن عباس ‪( ‬که‬

‫آن هم ضعیف است‪ ،‬اما از آنجا که دو طریق دارد‪ ،‬از این اثر قوت بیشتری دارد) اباحهی این‬
‫عمل‪ ،‬مقید به خوف از زنا شده‬

‫است‪11.‬‬

‫‪ .18‬مقدمة ابن الصالح‪ ،‬دار الفكر‪ ،‬ص ‪« :12‬أما الحديث الصحيح‪ :‬فهو الحديث المسند الذي يتصل إسناده‬

‫بنقل العدل الضابط عن العدل الضابط إلى منتهاه‪ ،‬ول يكون شاذا‪ ،‬ول معلال‪».‬‬
‫‪ .15‬مصنف عبد الرزاق الصنعاني‪ ،‬المجلس العلمي‪ ،‬ج ‪ ،1‬ص ‪311‬‬

‫‪ .11‬تقريب التهذيب‪ ،‬دار الرشيد‪ ،‬ص ‪44‬‬

‫‪ .11‬تيسير مصطلح الحديث‪ ،‬مكتبة المعارف‪ ،‬ص ‪151‬‬
‫‪ .14‬همان‬

‫‪ .11‬مصنف عبد الرزاق الصنعاني‪ ،‬المجلس العلمي‪ ،‬ج ‪ ،1‬ص ‪« :310‬إن نكاح األمة خير منه‪ ،‬وهو خير‬

‫من الزنا‪».‬‬

‫» آیا صحابه ‪ ‬اسـتمناء را مباح دانستهاند؟!‬

‫‪1‬‬

‫ب‪ .‬از ابن عمر نقل شده که گفت‪ :‬این عمل (استمناء) یک عصب است که آن را مالش بدهی!!‬

‫این اثر را عبد الرزاق صنعانی ‪ ‬در مصنف خود نیاورده‪ ،‬و آن را تنها در کتاب المحلی با اسناد‬
‫خود ابن حزم ‪ ‬یافتم‪ 20‬و ظاهرا ً در دیگر کتب نقل نشده است ‪-‬وهللا أعلم‪ ،-‬اما با این حال‬
‫ضعیف است؛ اسناد ابن حزم ‪ ‬به قتاده ‪ ‬میرسد که او شیخ خود را نامنبرده و او را «رجل»‬
‫نام برده‪ ،‬که این نیز سبب ضعف این اثر ‪-‬مانند اثر قبلی‪ -‬میشود‪.‬‬
‫عالوه بر اشکال سندی که در این اثر وجود دارد‪ ،‬متنا ً نیز مخالف با قولیست که از عبد هللا بن‬

‫در کتاب خود آورده است‪« :‬از ابن عباس‬

‫عمر ‪ ‬ثابت شده است‪ .‬عبد الرزاق صنعانی ‪‬‬
‫‪ ‬نقل شده که گفت‪ :‬از ابن عمر ‪ ‬دربارهی آن یعنی استمناء پرسیده شد‪ ،‬پس در پاسخ‬
‫گفت‪ :‬آن شخص‪ ،‬خودش را مفعول قرار میدهد!» ‪ 21‬و اسناد این روایت ‪-‬إن شاء هللا‪« -‬حسن»‬

‫است و اسناد دیگری نزد ابن ابی شیبه ‪ ‬دارد‪ 22‬و این ردی قاطع بر ادعای مستدلین به این آثار‬
‫واهی‪ ،‬خصوصا ً نسبتدادن قول اباحهی استمناء به صحابی جلیل القدر‪ ،‬عبد هللا بن عمر ‪‬‬
‫میباشد‪ ،‬زیرا کراهت ایشان از این فعل‪ ،‬در گفتارشان واضح است و فاعلش را به عنوان فردی‬

‫دانستهاند که خود را مفعول قرار داده است!‬

‫ج‪ .‬با همین سند از قتاده از عالء بن زیاد (تابعی) از پدرش زیاد نقل می کند که گفت‪ :‬ما در‬

‫مغازی(جنگها) این کار را می کردیم‪ ،‬منظورش استمناء است که مرد آلتش را آنقدر می مالد تا‬

‫انزال شود!‬

‫این اثر ضعیف است‪ ،‬زیرا ً پدر ِ عالء بن زیاد (که زیاد بن مطر عدوی است) موثق نیست؛ ابن‬

‫حبان ‪‬‬

‫او را در کتاب «الثقات»‬

‫آورده‪23‬‬

‫و فرموده است‪« :‬هو وابنه عابدان زاهدان خيران‬

‫فاضالن»‪ ،‬یعنی‪ :‬او و پسرش‪ ،‬هر دو عابد‪ ،‬زاهد و صاحب فضیلت هستند! هیچ شکی نیست که‬
‫عبادت و زهد‪ ،‬فرد را ممدوح میسازند‪ ،‬اما این در پذیرفتن احادیث یک راوی کفایت نمیکند!‬
‫میگویم‪ :‬زیاد بن مطر ثقه محسوب نمیگردد ‪ ،‬زیرا‪:‬‬

‫اوالً‪ .‬امام ابن حبان ‪‬‬

‫در کتاب «الثقات» تراجم بسیاری از راویان را آورده‪ ،‬بیآنکه خود‬

‫معتقد به وثاقت آنان در نقل احادیث و آثار باشد‪ ،‬و حتی در ترجمهی جماعتی تصریح میکند که‬

‫‪ .20‬المحلى لبن حزم‪ ،‬دار الفكر‪ ،‬ج ‪ ،12‬ص ‪801‬‬

‫‪ .21‬مصنف عبد الرزاق الصنعاني‪ ،‬ج ‪ ،1‬ص ‪« :310‬عن مجاهد قال‪ :‬سئل ابن عمر عنه قال‪ :‬ذلك نائك‬
‫نفسه!»‬

‫‪ .22‬المصنف لبن أبي شيبة‪ ،‬مكتبة الرشد‪ ،‬ج ‪ ،8‬ص ‪« :33‬عن ابن عباس‪ ،‬قال‪ :‬سئل ابن عمر عنها‪،‬‬
‫يعني الخضخضة‪ ،‬فقال‪ :‬ذلك الفاعل بنفسه‪».‬‬

‫‪ .23‬الثقات لبن حبان‪ ،‬دائرة المعارف العثمانية بحيدر آباد‪ ،‬ج ‪ ،8‬ص ‪251‬‬

‫» آیا صحابه ‪ ‬اسـتمناء را مباح دانستهاند؟!‬

‫آنان را‬

‫نمیشناسد!‪28‬‬

‫‪4‬‬

‫پس بعید نیست که هدف او از ذکر جماعتی در کتاب «الثقات»‪ ،‬مجرد‬

‫معرفت نقل بعضی از روات‪ ،‬از بعضی دیگر باشد‪ ،‬نه آنکه اهلیت نقل حدیث داشته باشند‪.‬‬

‫ثانیاً‪ .‬بعضی از اهل علم در خصوص توثیق مطلق ابن حبان ‪‬‬

‫قائل به تفصیل هستند؛ بر‬

‫این باورند که توثیق ایشان به طور کلی مردود یا مقبول نیست‪ ،‬برای مثال شیخ عبد الرحمن‬
‫معلمی یمانی ‪ ‬در کتاب «التنکیل»‪ 25‬توثیقات ابن حبان ‪ ‬را بر پنج طبقه قرار داده‪ ،‬و شیخ‬

‫محمد ناصر الدین البانی ‪ ‬این تفصیل معلمی ‪ ‬را پذیرفته‬

‫است‪21.‬‬

‫ثالثاً‪ .‬قول دیگری وجود دارد‪ ،‬مبنی بر آنکه که چنین تفصیلی دلیلی نداشته و تنها اجتهاد‬
‫بر این دیدگاه بوده‬

‫است‪21.‬‬

‫شیخ عبد الرحمن معلمی ‪ ‬است‪ ،‬که شیخ مقبل الوادعی ‪‬‬
‫بنابراین طبق این قول‪ ،‬توثیق ابن حبان ‪ ‬به تنهایی‪ ،‬در هیچ صورتی پذیرفته نمیشود‪.‬‬

‫بنابراین بر فرض آنکه این اثر صحیح باشد‪« ،‬زیاد» از صحابه نیست و معلوم نیست که‬

‫کالمش متوجه چه چیزی باشد‪ ،‬و عالوه بر آن‪ ،‬سخن از اباحهی مطلق نیست‪ ،‬بلکه مقید به‬

‫ضرورت شده است‪ .‬ابن تیمیه ‪‬‬

‫در خصوص این آثار فرموده است‪« :‬از طائفهای از صحابه و‬

‫تابعین نقل شده که آن را در حالت ضرورت‪ ،‬رخصت دادهاند‪ ،‬مانند آنکه از زنا بترسد و جز با آن‬
‫عمل از زنا حفظ نشود‪ ،‬و همچنین مانند آنکه اگر فرد آن را انجام ندهد‪ ،‬مریض شود که این‬

‫قول احمد ‪ ‬و دیگران است‪ .‬اما در غیر ضرورت‪ ،‬احدی را نمیدانم که رخصت داده باشد‪ ،‬وهللا‬

‫أعلم‪24».‬‬

‫د‪ .‬از جابر بن زید ابی الشعثاء روایت شده که گفت‪ :‬آن آب (منی) مال توست پس‪ ،‬آن را دور‬

‫بریز یعنی استمناء کن!‬

‫این اثر را عبد الرزاق صنعانی ‪‬‬

‫نقل‬

‫کرده‪21‬‬

‫در مصنف خود از طریق «الثوري‪ ،‬عن عباد‪ ،‬عن منصور»‬

‫و اسناد آن ضعیف است‪ .‬ظاهر آن است که در اصل‪ ،‬سند به این صورت بوده‪:‬‬

‫‪ .28‬به عنوان مثال‪ ،‬در ترجمهی «األزهر بن عبد هللا» در الثقات (‪ )8/31‬مینویسد‪« :‬فال أدري من هو!»‬
‫‪ .25‬التنكيل للمعلمي‪ ،‬المكتب اإلسالمي‪ ،‬ج ‪ ،2‬ص ‪111‬‬

‫‪ .21‬همان‪ ،‬رحمه هللا در پاورقی کالمی دارد که ترجمهی آن چنین است‪« :‬این تفصیل دقیقی است که‬
‫دللت بر شناخت و معرفت مؤلف‪ ،‬و تمکن وی در علم جرح و تعدیل دارد‪».‬‬

‫‪ .21‬المقترح‪ ،‬دار اآلثار‪ ،‬ص ‪ ،135‬رحمه هللا فرموده است‪« :‬أما نحن فنتوقف فيه لما علم من تساهل ابن‬

‫حبان ‪-‬رحمه هللا‪ -‬في توثيق المجهولين‪ ،».‬یعنی‪« :‬اما ما توقف میکنیم‪ ،‬به دلیل آنچه که از تساهل ابن‬
‫حبان ‪ ‬در توثیق افراد مجهول دانسته شده است‪».‬‬

‫‪ .24‬مجموع الفتاوى‪ ،‬ج ‪ ،28‬ص ‪« :230‬نقل عن طائفة من الصحابة والتابعين أنهم رخصوا فيه للضرورة‪:‬‬
‫مثل أن يخشى الزنا فال يعصم منه إل به ومثل أن يخاف إن لم يفعله أن يمرض وهذا قول أحمد وغيره‪.‬‬
‫وأما بدون الضرورة فما علمت أحدا رخص فيه‪ .‬وهللا أعلم‪».‬‬
‫‪ .21‬مصنف عبد الرزاق الصنعاني‪ ،‬ج ‪ ،1‬ص ‪311‬‬

‫» آیا صحابه ‪ ‬اسـتمناء را مباح دانستهاند؟!‬

‫‪1‬‬

‫«الثوري‪ ،‬عن عباد بن منصور‪ »...‬لکن اشتباهی به وجود آمده و «بن» به «عن» تغییر یافته‬

‫است؛ زیرا در میان شیوخ سفیان ثوری ‪ ،‬تنها یک عباد مشهور است که «عباد بن منصور»‬
‫میگوید «لیس‬

‫بشيء»‪31‬‬

‫و‬

‫میباشد‪ 30.‬عباد بن منصور ‪ ‬ضعیف است‪ ،‬یحیی بن معین ‪‬‬
‫سعدی ‪ ‬او را «سيء الحفظ»‪ 32‬میداند‪ ،‬ابن سعد ‪ ‬میگوید که او «ضعیف است و احادیث‬
‫منکری دارد»‪ 33‬و نسائی ‪ ‬نیز او را تضعیف کرده است‪38.‬‬
‫تابعی و از علمای بصره بوده است و شبههی ملحدین در آن است‬

‫همچنین ابو الشعثاء ‪‬‬
‫که صحابه و یاران پیامبر ‪ ‬استمناء را حالل میدانسته و خود انجام میدادهاند‪ ،‬پس این‬
‫قسمت از نقل ابدا ًبه شبههی آنان ارتباطی ندارد! چه بسا خیال کردهاند ابو الشعثاء ‪ ‬از صحابه‬
‫است؛ اینان که معرفت به علوم دینی ندارند و نمیدانند بین «صحابی» و «تابعی» چه‬

‫تفاوتهاییست‪ ،‬زیرا غایت اهل عناد فهمیدن و یافتن حقیقت نیست‪ ،‬مقصودشان آن است که‬
‫به هر قیمتی‪ ،‬مطالبی را از سایتهای اینترنتی گرفته و در میان افراد ضعیف الیمان منتشر کنند‪،‬‬

‫و اگر کار به بحث و بررسی علمی برسد تاب آن ندارند که در میدان حقشناسی باقی بمانند‪ ،‬مبادا‬

‫حق بر زبانشان جاری شود و این خسارت هنگفت را متحمل گردند!‬

‫هـ‪ .‬از مجاهد نیر نقل شده است که گفت‪ :‬در گذشته مردم جوانان شان را به این کار دستور‬

‫می دادند تا این که با عفت بمانند و عفتشان حفظ شود!‬

‫اين اثر را نيز عبد الرزاق ‪ ‬در مصنف خود با اسنادش تا «إبراهیم بن أبي بكر» از مجاهد ‪‬‬

‫که از تابعین است و صحابی نیست‪ -‬نقل کرده است‪ ،‬که «إبراهیم بن أبي بکر» ‪-‬همانطور که‬‫در بررسی اثر اول گذشت‪ -‬مستور است و از این جهت روایت به علت او ضعیف میباشد‪.‬‬

‫همچنین در این اثر نیز اباحهی مطلق وجود ندارد‪ ،‬و اباحهی مقید مراد است و شکی نیست که‬

‫استمناء از زنا بهتر است‪ ،35‬لکن باید توجه داشت که خوف از زنا زمانی مراد است که انسان خود‬

‫را کامال ً نزدیک به این عمل ببیند‪ ،‬نه آنکه بگوید در جامعه زنا زیاد شده است و من نیز باید به‬
‫‪ .30‬تهذيب الكمال للمزي‪ ،‬مؤسسة الرسالة‪ ،‬ج ‪ ،18‬ص ‪151‬‬

‫‪ .31‬تاريخ ابن معين‪ -‬رواية الدوري‪ ،‬مركز البحث العلمي وإحياء التراث اإلسالمي‪ ،‬ج ‪ ،8‬ص ‪ ،182‬گروهی‬

‫گمان کردهاند که این عبارت نزد ابن معین ‪ ‬به معنای قلت احادیث راوی است‪ ،‬اما این اشتباهی بوده‬

‫که به تقلید از ابن قطان ‪ ‬بدان قائل شدهاند و مستندی از کالم خود ابن معین ‪ ‬ندارد‪ ،‬بلکه شواهد‬

‫برای اثبات آنکه این عبارت برای تضعیف راوی به کار برده شده بسیار زیاد است که اینجا مجال بحث‬

‫پیرامون آن نیست‪.‬‬

‫‪ .32‬أحوال الرجال‪ ،‬حديث اكادمي‪ ،‬ص ‪110‬‬

‫‪ .33‬الطبقات الكبرى‪ ،‬دار صادر‪ ،‬ج ‪ ،1‬ص ‪« :210‬ضعیف‪ ،‬له أحادیث منکرة‪».‬‬

‫‪ .38‬الضعفاء والمتروكون‪ ،‬دار الوعي‪ ،‬ص ‪« :18‬ضعيف وقد كان أيضا قد تغير‪».‬‬

‫‪ .35‬به آنچه در بررسی اثر اول گفته شد و کالم ابن عباس ‪( ‬هو خیر من الزنا) مراجعه کنید‪.‬‬


Related documents


mobasherah
untitled pdf document
borhane nazm4 no atheism 1
salmane farsi no atheism
mtarikhi no atheism
elhad15


Related keywords